ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001
میلاد جامع علم و عمل و عبادت ، پرچم دار شاهراه ولایت علوى، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامى باد!تاجگذاری امام زمان-آغاز امامت امام زمان-جداکننده متن.shabhayetanhayi (11)تاجگذاری امام زمان-آغاز امامت امام زمان-جداکننده متن.shabhayetanhayi (11)تاجگذاری امام زمان-آغاز امامت امام زمان-جداکننده متن.shabhayetanhayi (11)

http://www.askdin.com/gallery/images/514/1_20110219104832312_09.jpg




شمش طلا و معجزه امام صادق علیه السلام  

گروهى از اصحاب امام صادق علیه السلام خدمت حضرت نشسته بودند كه ایشان فرمودند:
- خزانه هاى زمین و كلیدهایش در نزد ماست ، اگر با یكى از دو پاى خود به زمین اشاره كنم ، هر آینه زمین آنچه را از طلا و گنج ها در خود پنهان داشته ، بیرون خواهد ریخت !
بعد، با پایشان خطى بر زمین كشیدند. زمین شكافته شد، حضرت دست برده قطعه طلایى را كه یك وجب طول داشت ، بیرون آوردند!
سپس فرمودند:
- خوب در شكاف زمین بنگرید!
اصحاب چون نگریستند، قطعاتى از طلا را دیدند كه روى هم انباشته شده و مانند خورشید مى درخشیدند.
یكى از اصحاب ایشان عرض كرد:
- یا بن رسول الله ! خداوند تبارك و تعالى این گونه به شما از مال دنیا عطا كرده ، و حال آنكه شیعیان و دوستان شما این چنین تهیدست و نیازمند؟
حضرت در جواب فرمودند:
- براى ما و شیعیان ما خداوند دنیا و آخرت را جمع نموده است . ولایت ما خاندان اهلبیت بزرگترین سرمایه است ، ما و دوستانمان داخل بهشت خواهیم شد و دشمنانمان راهى دوزخ خواهند گشت !

منبع داستان های بحار الانوار

شکلک های محدثه



ما راءت عین و لا سمعت اذن و لا خطر على قلب بشر افضل من جعفر بن محمّد
چشمى ندیده و گوشى نشنیده و به دلى خطور نكرده كه كسى از جعفر بن محمّد فاضل تر باشد

مالك رئیس مذهب مالكى
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفرى (شیعه ) در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجرى چشم به جهان گشود.
پدرش امام محمّد باقر (ع ) و مادرش (امّ فروه ) دختر قاسم بن محمّد بن ابى بكر مى باشد.
كنیه آن حضرت : (ابوعبداللّه ) و لقبش (صادق ) است .
حضرت صادق تا سن 12 سالگى معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام (ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینى كرده است .
پس از رحلت امام چهارم مدت 19 سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمّد باقر (ع ) زندگى كرد و با این ترتیب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود كه هر یك از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند، و از مبداء فیض كسب نور مى نمودند گذرانید.
بنابراین صرف نظر از جنبه الهى و افاضات رحمانى كه هر امامى آن را دارا مى باشد، بهره مندى از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد كه آن حضرت با استعداد ذاتى و شمّ علمى و ذكاوت بسیار، به حد كمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید.
پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34 سال نیز دوره امامت او بود كه در این مدت (مكتب جعفرى ) را پایه ریزى فرمود، و موجب بازسازى و زنده نگهداشتن شریعت محمدى (ص ) گردید.
زندگى پربار امام جعفر صادق (ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنى امیه (هشام بن عبدالملك - ولید بن یزید - یزید بن ولید - ابراهیم بن ولید - مروان حمار) كه هر یك بنحوى موجب تاءلم و تاءثر و كدورت روح بلند امام معصوم (ع ) را فراهم مى كرده اند، و دو نفر از خلفاى عباسى (سفاح و منصور) نیز در زمان امام (ع ) مسند خلافت را تصاحب كردند و نشان دادند كه در بیداد و ستم بر امویان پیشى گرفته اند. چنانكه امام صادق (ع ) در 10 سال آخر عمر شریفش در ناامنى و ناراحتى بیشترى بسر مى برد.

عصر امام صادق (ع ) 
عصر امام صادق (ع ) یكى از طوفانى ترین ادوار تاریخ اسلام است ، كه از یك سو اغتشاش ها و انقلابهاى پیاپى گروههاى مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین (ع ) رخ مى داد، كه انقلاب (ابوسلمه ) در كوفه و (ابومسلم ) در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است . و همین انقلاب سرانجام حكومت شوم بنى امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت . لیكن سرانجام بنى عباس با تردستى و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حكومت و خلافت را تصاحب كردند. دوره انتقال حكومت هزار ماهه بنى امیه به بنى عباس طوفانى ترین و پر هرج و مرج ترین دورانى بود كه زندگى امام صادق (ع ) را فرا گرفته بود.
و از دیگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مكتبها و ایده ئولوژى ها و عصر تضاد افكار فلسفى و كلامى مختلف بود، كه از برخورد ملتهاى اسلام با مردم كشورهاى فتح شده و نیز روابط مراكز اسلامى با دنیاى خارج ، بوجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانى براى فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود.
عصرى كه كوچكترین كم كارى یا عدم بیدارى و تحرك پاسدار راستین اسلام ، یعنى امام (ع )، موجب نابودى دین و پوسیدگى تعلیمات حیات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون مى شد.
اینجا بود كه امام (ع ) دشوارى فراوان در پیش و مسؤ ولیت عظیم بر دوش ‍ داشت . پیشواى ششم در گیر و دار چنین بحرانى مى بایست از یك سو به فكر نجات افكار توده مسلمان از الحاد و بدبینى و كفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامى از مسیر راستین باشد، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین بوسیله خلفاى وقت جلوگیرى كند.
علاوه بر این ، با نقشه اى دقیق و ماهرانه ، شیعه را از اضمحلال و نابودى برهاند، شیعه اى كه در خفقان و شكنجه حكومت پیشین ، آخرین رمقها را مى گذراند، و آخرین نفرات خویش را قربانى مى داد، و رجال و مردان با ارزش شیعه یا مخفى بودند، و یا در كرّ و فرّ و زرق و برق حكومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند، و جراءت ابراز شخصیت نداشتند، حكومت جدید هم در كشتار و بى عدالتى دست كمى از آنها نداشت و وضع به حدى خفقان آور و ناگوار و خطرناك بود كه همگى یاران امام (ع ) را در معرض ‍ خطر مرگ قرار مى داد، چنانكه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند.
(جابر جعفى ) یكى از یاران ویژه امام است كه از طرف آن حضرت براى انجام دادن امرى به سوى كوفه مى رفت . در بین راه قاصد تیز پاى امام به او رسید و گفت : امام (ع ) مى گوید: خودت را به دیوانگى بزن ، همین دستور او را از مرگ نجات داد و حاكم كوفه كه فرمان محرمانه ترور را از طرف خلیفه داشت از قتلش به خاطر دیوانگى منصرف شد.
جابر جعفى كه از اصحاب سر امام باقر (ع ) نیز مى باشد مى گوید: امام باقر (ع ) هفتاد هزار حدیث به من آموخت كه به كسى نگفتم و نخواهم گفت ...
او روزى به حضرت عرض كرد مطالبى از اسرار به من گفته اى كه سینه ام تاب تحمل آنرا ندارد و محرمى ندارم تا به او بگویم و نزدیك است دیوانه شوم .
امام فرمود: (به كوه و صحرا برو و چاهى بكن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو: (( حدثنى محمّد بن على بكذا و كذا... )) (یعنى امام باقر (ع ) به من فلان مطلب را گفت ، یا روایت كرد).
آرى ، شیعه مى رفت كه نابود شود، یعنى اسلام راستین به رنگ خلفا درآید، و به صورت اسلام بنى امیه اى یا بنى عباسى خود نمایى كند.
در چنین شرایط دشوارى ، امام دامن همّت به كمر زد و به احیاء و بازسازى معارف اسلامى پرداخت و مكتب علمى عظیمى بوجود آورد كه محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص (همانند هشام ، محمّد بن مسلم و...) در رشته هاى گوناگون علوم بودند، و اینان در سراسر كشور پهناور اسلامى آن روز پخش شدند.
هر یك از اینان از طرفى خود، بازگو كننده منطق امام كه همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینى و علمى و نگهدارنده تشیع راستین بودند، و از طرف دیگر مدافع و مانع نفوذ افكار ضد اسلامى و ویرانگر، در میان مسلمانان ، نیز بودند.
تاءسیس چنین مكتب فكرى و این سان نوسازى و احیاگرى تعلیمات اسلامى ، سبب شد كه امام صادق (ع ) به عنوان رئیس مذهب جعفرى (تشیع ) مشهور گردد.
لیكن طولى نكشید كه بنى عباس پس از تحكیم پایه هاى حكومت و نفوذ خود، همان شیوه ستم و فشار بنى امیه را پیش گرفتند و حتى از آنان هم گوى سبقت را ربودند.
امام صادق (ع ) كه همواره مبارزى نستوه و خستگى ناپذیر و انقلابیى بنیادى ، در میدان فكر و عمل بوده ، كارى كه امام حسین (ع ) به صورت قیام خونین انجام داد، وى قیام خود را در لباس تدریس و تاءسیس مكتب و انسان سازى انجام داد و جهادى راستین كرد.
جنبش علمى 
اختلافات سیاسى بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقه هاى مختلف و ظهور عقاید مادى و نفوذ فلسفه یونان در كشورهاى اسلامى ، موجب پیدایش یك نهضت علمى گردید. نهضتى كه پایه هاى آن بر حقایق مسلم استوار بود. چنین نهضتى لازم بود، تا هم حقایق دینى را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلى بیرون كشد و هم در برابر زندیق ها و مادى ها با نیروى منطق و قدرت استدلال مقاومت كند و آراء سست آنها را، محكوم سازد. گفتگوهاى علمى و مناظرات آن حضرت با افراد دهرى و مادى مانند (ابن ابى العوجاء) و (ابوشاكر دیصانى ) و حتى (ابن مقفع ) معروف است . بوجود آمدن چنین نهضت علمى در محیط آشفته و تاریك آن عصر، كار هر كسى نبود، فقط كسى شایسته این مقام بزرگ بود كه ماءموریت الهى داشته باشد و از جانب خداوند پشتیبانى شود، تا بتواند به نیروى الهام و پاكى نفس و تقوا وجود خود را به مبداء غیب ارتباط دهد، حقایق علمى را از دریاى بیكران علم الهى بدست آورد، و در دسترس ‍ استفاده گوهر شناسان حقیقت قرار دهد.
تنها وجود گرامى حضرت صادق (ع ) مى توانست چنین مقامى داشته باشد، تنها امام صادق (ع ) بود كه با كناره گیرى از سیاست و جنجالهاى سیاسى از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احكام و تعلیم و تربیت مسلمانان كمر همت بر میان بست .
زمان امام صادق (ع ) در حقیقت عصر طلایى دانش و ترویج احكام و تربیت شاگردانى بود كه هر یك مشعل نورانى علم را به گوشه و كنار بردند و در (خودشناسى ) و (خداشناسى ) مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدایت مردم كوشیدند.
در همین دوران درخشان - در برابر فلسفه یونان - كلام و حكمت اسلامى رشد كرد و فلاسفه و حكماى بزرگى در اسلام پرورش یافتند.
همزمان با نهضت علمى و پیشرفت دانش بوسیله حضرت صادق (ع ) در مدینه ، منصور خلیفه عباسى كه از راه كینه و حسد، به فكر ایجاد مكتب دیگرى افتاد كه هم بتواند در برابر مكتب جعفرى استقلال علمى داشته باشد و هم مردم را سرگرم نماید و از خوشه چینى از محضر امام (ع ) باز دارد. بدین جهت منصور مدرسه اى در محله (كرخ ) بغداد تاءسیس ‍ نمود.
منصور در این مدرسه از وجود ابوحنیفه در مسائل فقهى استفاده نمود و كتب علمى و فلسفى را هم دستور داد از هند و یونان آوردند و ترجمه نمودند، و نیز مالك را - كه رئیس فرقه مالكى است - بر مسند فقه نشاند ولى این مكتب ها نتوانستند وظیفه ارشاد خود را چنانكه باید انجام دهند.
امام صادق (ع ) مسائل فقهى و علمى و كلامى را كه پراكنده بود بصورت منظم درآورد، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادى تربیت فرمود كه باعث گسترش معارف اسلامى در جهان گردید. دانش گسترى امام (ع ) در رشته هاى مختلف فقه ، فلسفه و كلام ، علوم طبیعى و... آغاز شد. فقه جعفرى همان فقه محمّدى یا دستورهاى دینى است كه از سوى خدا به پیغمبر بزرگوارش از طریق قرآن و وحى رسیده است . بر خلاف سایر فرقه ها كه بر مبناى عقیده و راءى و نظر خود مطالبى را كم یا زیاد مى كردند، فقه جعفرى توضیح و بیان همان اصول و فروعى بود كه در مكتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابوحنیفه رئیس فرقه حنفى درباره امام صادق (ع ) گفت :
من فقیه تر از جعفرالصادق كسى را ندیده ام و نمى شناسم .
فتواى بزرگترین فقیه جهان تسنن شیخ محمّد شلتوت رئیس دانشگاه الا زهر مصر كه با كمال صراحت عمل به فقه جعفرى را مانند مذاهب دیگر اهل سنت جایز دانست - در روزگار ما - خود اعترافى است بر استوارى فقه جعفرى و حتى برترى آن بر مذاهب دیگر. و اینها نتیجه كار و عمل آن روز امام صادق (ع ) است .
در رشته فلسفه و حكمت حضرت صادق (ع ) همیشه با اصحاب و حتى كسانى كه از دین و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتى داشته است . نمونه اى از بیانات امام علیه السلام كه در اثبات وجود خداوند حكیم است ، به یكى از شاگردان و اصحاب خود به نام (مفضّل بن عمر) فرمود كه در كتابى به نام (توحید مفضّل ) هم اكنون در دست است . مناظرات امام صادق (ع ) با طبیب هندى كه موضوع كتاب (اهلیلجه ) است نیز نكات حكمت آموز بسیارى دارد كه گوشه اى از دریاى بیكران علم امام صادق (ع ) است . براى شناسایى استاد معمولا دو راه داریم ، یكى شناختن آثار و كلمات او، دوم شناختن شاگردان و تربیت شدگان مكتبش .
كلمات و آثار و احادیث زیادى از حضرت صادق (ع ) نقل شده است كه ما حتى قطره اى از دریا را نمى توانیم به دست دهیم مگر (نمى از یمى ).
امّا شاگردان آن حضرت هم بیش از چهار هزار بوده اند، یكى از آنها (جابر بن جیان ) است . جابر از مردم خراسان بود. پدرش در طوس به دارو فروشى مشغول بود كه بوسیله طرفداران بنى امیه به قتل رسید. جابر بن حیان پس از قتل پدرش به مدینه آمد. ابتدا در نزد امام محمّد باقر (ع ) و سپس در نزد امام صادق (ع ) شاگردى كرد. جابر یكى از افراد عجیب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شیمى تاءلیفات زیادى دارد، و در رساله هاى خود همه جا نقل مى كند كه (جعفر بن محمّد) به من چنین گفت یا تعلیم داد یا حدیث كرد. از اكتشافات او اسید ازتیك (تیزآب ) و تیزاب سلطانى و الكل است . وى چند فلز و شبه فلز را در زمان خود كشف كرد. در دوران (رنسانس اروپا) در حدود 300 رساله از جابر به زبان آلمانى چاپ و ترجمه شده كه در كتابخانه هاى برلین و پاریس ضبط است .(77)
حضرت صادق (ع ) بر اثر توطئه هاى منصور عباسى در سا 148 هجرى مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد. عمر شریفش در این هنگام 65 سال بود. از جهت اینكه عمر بیشترى نصیب ایشان شده است به (شیخ ‌الائمه ) موسوم است .
حضرت امام صادق (ع ) هفت پسر و سه دختر داشت .
پس از حضرت صادق (ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسى كاظم (ع ) منتقل گردید.
دیگر از فرزندان آن حضرت اسمعیل است كه بزرگترین فرزندان امام بوده و پیش از وفات حضرت صادق از دنیا رفته است . طایفه اسماعیلیه به امامت وى قائلند.
خلق و خوى حضرت صادق (ع ) 
حضرت صادق (ع ) مانند پدران بزرگوار خود در كلیه صفات نیكو و سجایاى اخلاقى سرآمد روزگار بود. حضرت صادق (ع ) داراى قلبى روشن به نور الهى و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود. داراى حكمت و علم وسیع و نفوذ كلام و قدرت بیان بود. با كمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع كارهاى خود را شخصا انجام مى داد، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل بدست گرفته در مزرعه خود كشاورزى مى كرد و مى فرمود: اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات كنم خوشوقت خواهم بود، زیرا به كدّ یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده ام را تاءمین مى نمایم .
ابن خلكان مى نویسد: امام صادق (ع ) یكى از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است . از این جهت به وى صادق مى گفتند كه هر چه مى گفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آنست كه گفته شود. مالك مى گوید: با حضرت صادق (ع ) سفرى به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید، امام صادق (ع ) حالش تغییر كرد نزدیك بود از مركب بیفتد و هر چه مى خواست لبیك بگوید صدا در گلویش گیر مى كرد. به او گفتم : اى پسر پیغمبر ناچار باید بگویى لبیك ، در جوابم فرمود: چگونه جسارت كنم و بگویم لبیك ، مى ترسم خداوند در جواب بگوید: (( لا لبیك و لا سعدیك . ))
از كلمات حضرت صادق (ع ) 
1 - بى نیازترین مردم كسى است كه گرفتار حرص نباشد.
2 - بى رغبتى نسبت به دنیا موجب راحتى قلب و سلامت بدن است .
3 - چون خدا خیر بنده اى بخواهد او را نسبت به دنیا بى رغبت و نسبت به دین دانشمند كند و او را به عیوبش آگاه گرداند و به هر كه این خصلتها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده است .
4 - پیروان ما كسانى هستند كه در كارهاى نیك پیشقدمند و از انجام اعمال بد خوددارى مى كنند. نیكویى را آشكار مى كنند و به كارهاى خوب پیشى مى گیرند، و براى علاقه اى كه به رحمت خداوند جلیل دارند. اینان از ما هستند و هر كجا كه ما باشیم با ما هستند.
5 - براى مؤ من چقدر زشت است خواهشى داشته باشد كه در راه خواستن آن خوار گردد.
6 - مؤ من از آهن سخت تر است ، زیرا اگر آهن در آتش گداخته شود رنگش ‍ تغییر پیدا مى كند، ولى مؤ من اگر كشته شود و دوباره زنده گردد و مجددا او را بكشند، دل او از ایمان بر نمى گردد.
7 - حضرت صادق (ع ) در آخرین لحظه هاى عمر كه همه خویشانش ‍ گرداگردش جمع بودند فرمود: شفاعت ما شامل حال كسى كه نماز را سبك بشمارد نخواهد شد.
مناظره امام جعفر صادق (ع ) با ابوحنیفه 
در زندگینامه هاى پیشوایان بزرگوار (ع ) سخن از احتجاجات (مناظره هاى ) آنها با دهرى ها (مادى ها) و مردم فرقه هاى دیگر به میان آمد.
براى نمونه یكى از مناظره هاى قاطع و كوبنده و در عین حال مختصر حضرت صادق (ع ) را نقل مى كنیم تا به درجه قدرت كلام و منطق امام (ع ) تا حدى پى برید كه (مشت نمونه خروار است ).
روزى ابوحنیفه (78) براى ملاقات با امام صادق (ع ) در خانه امام آمد، و اجازه ملاقات خواست امام اجازه نداد. ابوحنیفه گوید: دم در مقدارى توقف كردم تا اینكه عده اى از مردم كوفه آمدند، و اجازه ملاقات خواستند، به آنها اجازه داد. من هم با آنها داخل خانه شدم وقتى به حضورش رسیدم گفتم : (شایسته است كه شما نماینده اى به كوفه بفرستید و مردم آن سامان را از ناسزا گفتن به اصحاب محمّد نهى كنید. بیش از ده هزار نفر در این شهر به یاران پیامبر ناسزا مى گویند).
امام : مردم از من نمى پذیرند.
ابوحنیفه : چگونه ممكن است سخن شما را نپذیرند در صورتى كه شما فرزند پیامبر خدا هستید؟
امام : تو خودت یكى از همانها هستى كه گوش به حرف من نمى دهى . مگر بدون اجازه من داخل خانه نشدى ؟ و بدون اینكه بگویم نشستى ؟ و بى اجازه شروع به سخن گفتن ننمودى ؟ شنیده ام كه تو بر اساس قیاس فتوا مى دهى .(79)
ابوحنیفه : آرى .
امام : واى بر تو اولین كسى كه بر این اساس نظر داد شیطان بود.
وقتى كه خداوند به او دستور داد كه به آدم سجده كند، گفت : من سجده نمى كنم ، زیرا كه مرا از آتش آفریدى و او را از خاك و (آتش گرامى تر از خاك است ).
(سپس امام براى باطل بودن قیاس مواردى از قوانین اسلام را كه بر خلاف این اصل است ذكر نمود) و فرمود:
به نظر تو كشتن كسى به ناحق مهمتر است یا زنا؟
ابوحنیفه گفت : كشتن كسى به ناحق .
امام : بنابراین اگر عمل كردن به قیاس صحیح باشد، پس چرا براى اثبات قتل دو شاهد كافى است ولى براى ثابت نمودن زنا چهار شاهد لازم است ؟ آیا این قانون اسلام با قیاس سازگار است ؟
ابوحنیفه : نه .
امام : بول كثیف تر است یا منى ؟(80)
ابوحنیفه : بول .
امام : پس چرا خداوند در مورد اول مردم را به وضو گرفتن امر كرده ، ولى در مورد دوم دستور غسل كردن صادر فرموده ؟ آیا این حكم با قیاس سازگار است ؟
ابوحنیفه : نه .
امام : نماز مهمتر است یا روزه ؟
ابوحنیفه : نماز.
امام : پس چرا بر زن حائض قضاى روزه واجب است ولى قضاى نماز واجب نیست ؟ آیا این حكم با قیاس سازگار است ؟
ابوحنیفه : نه .
امام فرمود: شنیده ام كه این آیه را (( (ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم ) )) (81) یعنى (در روز قیامت بطور حتم از نعمتها سؤ ال مى شوید) چنین تفسیر مى كنى كه : خداوند مردم را از غذاهاى لذیذ و آبهاى خنك كه در فصل تابستان مى خورند مؤ اخذه و بازخواست مى كند.
ابوحنیفه گفت : درست است من این آیه را این طور تفسیر كرده ام .
امام فرمود: اگر مردى تو را به خانه اش دعوت كند و با غذاى لذیذ و آب خنكى از تو پذیرایى كند و بعد براى این پذیرایى به تو منت بگذارد، درباره چنین كسى چگونه قضاوت مى كنى ؟
ابوحنیفه گفت : مى گویم آدم بخیلى است .
امام فرمود: آیا خداوند بخیل است تا اینكه در روز قیامت در مورد غذاهایى كه به ما داده ما را بازخواست كند؟
ابوحنیفه گفت : پس مقصود از نعمتهایى كه قرآن مى گوید انسان مؤ اخذه مى شود چیست ؟
امام فرمود: مقصود نعمت دوستى ما خاندان رسالت و اهل بیت است .(82)
منبع چهارده اختر تابناک ولایت


نوع مطلب :
برچسب ها : اهل بیت، میلاد امام صادق، ویژه نامه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 16 بهمن 1392 02:56 ب.ظ
ببخشید.
چرا لوگویه ما معلومه نمیشه فقط بالاش دیده میشه.
اگه زحمتی نیست درستش کنید.
که کامل دیده بشه.
ممنون
شنبه 5 بهمن 1392 08:29 ق.ظ
سلام . وبلاگ شما با نام ذاکر اهل بیت (ابولفضل هوشیاری) در اصلاحات انسانی پیوند شد .
نام وبلاگ برای پیوند در صفحه شما همان اصلاحات انسانی است...
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات