تبلیغات
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری - داستان بشار مکاری
 
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001
داستان بشار مکاری



لطفا برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

بزرگان ما نقل میکنند « بشّار مکاری » میگفت: در کوفه به حضور امام صادق (ع) رفتم دیدم طبقی از خرمای «طبرزد » برای آن حضرت آورده بودند و از آن میخورد، و به من فرمود: بیا جلو از این خرما بخور.عرض کردم: گوارا باد، قربانت گردم در راه می آمدم حادثه ای دیدم، غیرتم بجوش آمد و قلبم درد کرد و گریه گلویم را گرفت. فرمود: به حقّی که بر گردنت دارم جلو بیا و بخور، جلو رفتم و از خرما خوردم، آنگاه به من فرمود: اکنون چه حادثه ای دیدی؟ گفتم: در راه می آمدم یکی از مأمورین حکومت را دیدم که بر سر زنی میزند و او را به سوی زندان میبرد، و او با صدای بلند میگوید : «پناه میبرم به خدا و رسولش، و به غیر خدا و رسول، به هیچکس پناه نمیبرم! » امام صادق (ع) فرمود: چرا آن زن را میزد و به زندان میبرد؟ عرض کردم: از مردم شنیدم که پای آن زن لغزید و به زمین افتاد، و گفت : « ای فاطمه! خدا آنان را که به تو ظلم کردند از رحمت خود دور سازد! » گماشتگان حکومت او را دستگیر کرده و زدند. 
امام صادق (ع) تا این سخن را شنید، از خوردن خرما دست کشید، و گریه کرد به گونه ای که دستمال و محاسن شریف و سینهاش از اشک چشمانش تر شد، سپس فرمود : « ای بَشّار! برخیز با هم به مسجد سهله برویم و برای نجات و آزادی آن بانو، دعا کنیم و از خدا بخواهیم که او را حفظ کند (تا آخر داستان).»
 براستی وقتی که امام صادق (ع) با شنیدن حادثه ناگواری که برای یک بانوی شیعه ی فاطمه (س) رخ داده، این گونه دگرگون میشود، پس چگونه خواهد شد که اگر جریان مصائب مادرش فاطمه (س) را برای او نقل کنند؟ که ظالمی به صورت آن حضرت سیلی زد که گوئی نگاه میکنم به گوشوارهاش که بر اثر شدّت ضربت سیلی، شکسته و جدا شده است.

منبع : رنجها و فریادهای فاطمه سلام الله علیها (ترجمه بیت الاحزان)

 

سخت است که این خانه به هم ریخته بـاشد

بر چـــــــــادر تو جـــــای قدم ریخته بـاشد

سخت است که از چادر تو غنچه ی سرخی

با ضربه ی شــــــــلاق ستم ریخته بــــاشد

بســـــــــــتند اگر دست علی را ز کلامـــت

با هـــــــــر نفســـــی تیغ دو دم ریخته باشد

عمــــــــریست که با هر نفس سوخته مادر!

بـــــــــــر سینه ی ما داغ حرم ریخته باشد

ای کاش کــــه بــــــــر آتش پشت در خانه

رودی شــــــــده بـــاشد بـدنم ... ریخته باشد

یک مشــــت پــــــــــر سوخته از بال کبوتر

بر چــــــــــادر تو جـــــــای قدم ریخته باشد

مرحوم مهدی پرویز

 

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند




نوع مطلب : امام رضا(ع)، اهلبیت (ع)، اشعار، مراسمات، ماههای قمری، شهدا، احادیث، 
برچسب ها : حضرت زهرا، پیمبر، ابوالفضل هوشیاری، امام زمان، بشار مکی، امام صادق،
لینک های مرتبط : ادب حضرت زهرا «س» نسبت به پدر، تشکر عمر از غلامش قنفذ!؟، مروری بر حوادث تلخ « هجوم به بیت فاطمه علیهاالسلام »،
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....