تبلیغات
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری - شب سوم محرم
 
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001
یکشنبه 5 آبان 1392

صلی الله علیک یا مولاتنا یا رقیه بنت الحسین علیهما السلام!


آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیه االسلام را از سرِ بابا نداشت.

تو با سرِ بابا چه گفتی؟

چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند

که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی.


http://askquran.ir/gallery/images/4260/1_20111226084901140_005.jpg

ویژه نامه شهادت حضرت رقیه در ادامه مطلب

شناسنامه حضرت رقیه

حضرت رقیه (س) فرزند امام حسین علیه السلام است . بر اساس نوشته‏ های بعضی کتاب‏های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیش‏تر همسر امام حسن مجتبی (علیه‏السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه‏السلام) به عقد امام حسین (علیه‏السلام) درآمده است. در مورد تاریخ تولد حضرت رقیه چیزی معلوم نیست. (1)

خواهران حضرت رقیه (س)

در تعداد دختران امام حسین و نامهای آنها اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست می آید امام حسین علیه السلام دارای چهار دختر به نامهای فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه بوده است. 

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است. اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و... اختلاف است.


اسیری حضرت رقیه
حضرت رقیه در واقعه عاشورا حدود سه یا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در عصر عاشورا به همراه دیگر زنان بنی‌هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفت.
اما داستان شهادت حضرت رقیه (ع) : از درون خرابه‌های شام، صدای كودكی به گوش می‌رسید. همه آنهایی كه در میان اسرا بودند، خوب می‌دانستند كه این صدای رقیه، دختر كوچك امام حسین (ع) است. او حالا از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می‌گرفت. انگار كه خواب پدرش را دیده بود. یزید دستور داد سر امام حسین (ع) را به دختر كوچك نشان دهند و او را ساكت كنند، اما وقتی حضرت رقیه (ع) و امام حسین ع باز هم به هم رسیدند، اتفاق جانسوزی افتاد.

سن حضرت رقیه (س) و تاریخ شهادت ایشان

مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر به خود ندیده و در روزهای آغازین صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.


http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/ImamHosein/Moharram/91/Images/moharam3_91.jpg

چگونگی شهادت و مرقد مطهر حضرت رقیه (س)

بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کسانی را که زنده مانده بودند ، اسیر کرد. میان این اسرا، یک دختر کوچک هم دیده می ‏شد. این دختر کوچک رقیه بود. رقیه دختر امام حسین علیهاالسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه ‏اش زینب و اسرای دیگر به طرف شام می ‏رفت.

از داخل خرابه های شام، صدای یک کودک به گوش می ‏رسید. تمام کسانی که در میان اسرا بودند، می ‏دانستند که این صدای رقیه دختر کوچک امام حسین است. رقیه از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می ‏گرفت. گویا خواب پدرش را دیده بود. در این حال یزید، دستور داد سر امام حسین علیه‏ السلام را به رقیه نشان بدهند. وقتی حضرت رقیه علیهاالسلام سر بریده پدرش امام حسین علیه‏ السلام را دید، با فریاد و ناله خودش را روی سر بریده پدرش انداخت و همان جا، از دنیا رفت. 


مرقد مطهر حضرت رقیه علیها السلام در سوریه نزدیک به قبر حضرت زینب علیها السلام است.


نبودی طعنه خار بیابان پای ما را زد

زبان کوفه خیلی حرف ها را پشت بابا زد

میان راه دستی گوشوار از گوش من چید و

به دور از چشم هایت زخم سیلی بر رخ ما زد

خودم دیدم دلت پیش دل من بود بابا جان

در آن هنگامه وقتی سینه ات را اسب ها پا زد

نمی دانی چه حالی می شوم یادم که می افتد

زبان آتش اما با چه خشمی خیمه را تا زد

نمی دانی تو بابا! چندبار از فرط نوشیدن

سکینه مشک های خالی خود را به لب ها زد

لب دریا کویر خشک و شرم آلوده ظلمت

الهی بشکند دستش که بر لب های دریا زد!

پدر، این ها که هیچ آن جا دل من کنده شد از جا

سرت را روی نیزه روبه روی چشم زن ها زد


منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

بگو نامش را حسین بگذارد

حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمود شریعت زاده خراسانى  می گوید:

روزى وارد حرم حضرت رقیه علیهاالسلام شدم ، دیدم جمعى مقابل ضریح مقدس مشغول زیارت خواندن و عزادارى مى باشند و مداحى با اخلاص به نام حاج نیكویى مشغول روضه خوانى است از او شنیدم كه مى گفت :

خانه هاى اطراف حرم را براى توسعه حرم مطهر خریدارى مى نمودند. یكى از مالكین كه یهودى یا نصرانى بود، به هیچ وجه حاضر نبود خانه خود را براى توسعه حرم بفروشد. خریداران حاضر شدند كه حتى به دو برابر و نیم قیمت خانه را از او بخرند، ولى وى نفروخت . بعد از مدتى زن صاحب خانه حامله شده و نزدیك وضع حمل وى مى شود. او را نزد پزشك معالج مى بردند، بعد از معاینه مى گوید: بچه و مادر، هر دو در معرض خطر مى باشند و خانم باید زیر نظر ما باشد. قبول كردند، تا درد زایمان شروع شد.

در همان حال زایمان كه از شدت درد گاهى بیهوش مى شدم ، دیدم دختر بچه اى وارد اطاق بیمارستان شد و به من گفت : ناراحت مباش ، ما سلامتى تو و بچه ات را از خدا خواستیم ، فرزند شما هم پسر است ، سلام مرا به شوهرت برسان و بگو اسمش را حسین بگذارد

صاحب خانه مى گوید: همسرم را به بیمارستان بردم و خودم برگشتم و آمدم درب حرم حضرت رقیه علیهاالسلام و به ایشان متوسل شدم و گفتم اگر همسر و فرزندم را نجات دادى و شفاى آنان را از خدا خواستى و گرفتى خانه ام را به تو تقدیم مى كنم. مدتى مشغول توسل بودم ، بعد به بیمارستان رفتم و دیدم همسرم روى تخت نشسته و بچه در بغلش سالم است . همسرم گفت : كجا رفتى ؟ گفتم رفتم جایى كارى داشتم . گفت : نه رفتى متوسل به دختر امام حسین علیه السلام شدى . گفتم از كجا مى دانى ؟

زن جواب داد: من ، در همان حال زایمان كه از شدت درد گاهى بیهوش مى شدم ، دیدم دختر بچه اى وارد اطاق بیمارستان شد و به من گفت : ناراحت مباش ، ما سلامتى تو و بچه ات را از خدا خواستیم ، فرزند شما هم پسر است ، سلام مرا به شوهرت برسان و بگو اسمش را حسین بگذارد.

گفتم : شما كى هستید؟ گفت : من رقیه دختر امام حسین علیه السلام هستم .

بعد از روضه خوانى از مداح مذكور (حاجى نیكویى) سوال كردم این داستان را از كه نقل مى كنى ؟ در جواب گفت : از خادم حرم حضرت رقیه علیهاالسلام نقل می كنم ، كه خود از اهل تسنن مى باشد و افتخار خدمتگزارى در حرم نازدانه امام حسین علیه السلام را دارد و پدرش هم از خادمین حرم حضرت رقیه علیهاالسلام بوده است .


منبع: ستاره درخشان شام حضرت رقیه دختر امام حسین علیه السلام، بخش سیزدهم

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند



نوع مطلب : اهلبیت (ع)، اشعار، مراسمات، ماههای قمری، شهدا، 
برچسب ها : حضرت رقیه، شب سوم محرم، شام، شهادت حضرت رقیه، کرامت حضرت رقیه، ستاره درخشان شام، امام زمان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....