تبلیغات
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری - شب چهارم محرم
 
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001
یکشنبه 5 آبان 1392


زودتر
گفت بابا در مدینه ، كربلا
زودتر از هر كسی پرپر شوید

ظهور
پر گشائید ای كبوترها ظهور زینب است
خوب تر پر پر زدن اوج غرورِ زینب است

http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamHosein/Moharram/89/04/head-4.jpg

دوباره در دل من خیمه عزا نزنید
نمک به زخم من و زخم خیمه ها نزنید
شکسته تر زمن پیر دیگر اینجا نیست
مرا زمین زده است اکبرم شما نزنید
برای آنکه نمیرم ز شرم مادرتان
میان این همه لبخند دست و پا نزنید
خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان
فقط نه اینکه دو بی کس دو تشنه را نزنید
که در برابر چشمان مادری تنها
سر دو تازه جوان را به نیزه ها نزنید

***


به ادامه مطلب مراجعه کنین

محمد وعون دو فرزند حضرت زینب کبری و عبدالله بن جعفرطیار(ع) بودند.وقتی حضرت اباعبدالله (ع) از مکه به قصد شهر کوفه خارج شد ، عبدالله بن جعفر (ع) نامه به این مضمون به حضرت نوشت : شما را به خدای متعال سوگند می دهم که از این سفر منصرف شوید زیرا من می ترسم که به واسطه این سفر شما را به شهادت رسانیده و اهل بیت شما آواره شوند. اگر کشته شوید، نور اهل زمین خاموش خواهد شد. شما امروز پناهگاه و پیشوای مومنان و مقتدای هدایت یافتگان هستید. پـس در این سفـر شتاب مکنید و من هم به دنبال نامه ام به شما خواهم پیوست.

این نامه را به وسیله دو پسر خود محمد و عون به خدمت آن حضرت فرستاد و خود به نزد عمروبن سعید فرماندار مدینه رفت و از او خواست که امــــان نامه ای برای ابی عبدالله(ع) بنویسد و از او بخواهد که از این سفر باز گردد. عمروبن سعید امان نامه ای برای آن حضرت نوشت و وعده پاداش و احسان داد.

عبدالله بن جعفر امان نامه را به همراه برادر خود یحیی بن سعید برداشته و به سوی امام به راه افتاده و در میان راه به حضور امام رسیدند وامان نامه را تقدیم داشت . حضرت نپذیرفت و فرمود : من پیغمبر خدا را در خواب دیدم و به من دستور داد تا به سفر خود ادامه دهم  . سپس حضرت جواب نامه عمروبن سعید را نوشت و آن را ( احتمالا” ) به عبدالله بن جعفر داد. عبدالله چون از انصراف امام مایوس شد ، به فرزندان خود عون و محمد سفارش کرد که در طول سفر و جهاد در رکاب آن حضرت باشند و خود با یحیی بن سعید بازگشت .در  روز عاشورا گلهای خوشبوی زینب ، از امام تقاضای حضوردر صحنه کارزار را می طلبند.

امام راضی نشده و مخالفت می نماید. عقیله بنی هاشم زینب کبری(س) بی درنگ عرض می کند : برادر به حق مادرم ، اذن میدان به فرزندان خواهرت بده  . پسران نیز این درخواست و سوگند را مؤثر یافته و می گویند : دایی جان ، به حق مادرت فاطمه زهرا (س)اجازه بده .


امام صورت خواهر زاده های خود را می بوسد و اجازه نبرد به آن دو می دهد. آن دو بزرگوار پیاده به میدان نبرد رهسپار می گردند. ابن سعد آنها را شناخته و با صدای برخاسته از شگفــتی می گوید: (عَجَبا لِلرَحِمِ ) یعنی شگفت از این پیوستگی خواهر و برادری بین حسین و زینب (علیهما السلام).

ابتدا محمد شروع به یک جنگ نمایان نموده و تعدادی از سرسپردگان لشگر یزید را به هلاکت می رساند ، ناگهان عابربن نهشل بر او حمله کرده و او را به شهادت می رساند. عون وقتی متوجه شهادت برادرش می گردد هجوم را آغاز می کند و رجز می خواند.

اِن تَنکِروُنی فَاَنَا ابنُ جَعفَرٍ     شَهیدُ صِدقٍ فی الجَنانِ اَزهَرِ

یَطیُر فیها بِجَناحٍ اَخضَـرٍ         کَفی بِهذا شَرَفاً فِی المَحشَـرِ

اگر مرا نمی شناسید بدانید که من فرزند جعفر طیار (ع) هستم همون که از روی صدق شهید شد و در بهشت درخشان جای دارد . در بهشت با بال سبز پرواز می کند و همین شرف در محشر کافیست.

عـون پس از نـبردی دلیرانه به دست عبدالله بن قُطنَه به شهادت می رسد. سید الشهدا (ع) برجسد این دو برادر حضور یافته و آنها را به سینه چسبانیده و به خیمه شهدا می رساند.تمام اهل حرم بیرون می آیند الا مادرشان زینب کبری (س) که درون خیمه می ماند و می فرماید : می ترسم که از بی طاقتی زجه کشم و برادرم از من شرم کرده و ناراحت و غمگین شود.

سلام وصلوات خداوند برزینب (س) و دو فرزند شهیدش که الگوهای کمال و معرفت ، ایثار و فداکاری و محبت و عشق بودند.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

                                                                                    
                                                                          ۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

دوباره در دل من خیمه عزا نزنید
نمک به زخم من و زخم خیمه ها نزنید
شکسته تر زمن پیر دیگر اینجا نیست
مرا زمین زده است اکبرم شما نزنید
برای آنکه نمیرم ز شرم مادرتان
میان این همه لبخند دست و پا نزنید
خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان
فقط نه اینکه دو بی کس دو تشنه را نزنید
که در برابر چشمان مادری تنها
سر دو تازه جوان را به نیزه ها نزنید


 ww.fajr57.ir: منبع

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند



نوع مطلب : اهلبیت (ع)، اشعار، مراسمات، ماههای قمری، شهدا، 
برچسب ها : شب چهارم محرم، حضرت زینب، عبدالله بن جعفر، امامزمان، ابوالفضل هوشیاری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....