تبلیغات
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری - شهادت امام جواد(ع)
 
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001

شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، امام جواد(ع) تسلیت و تعزیت.

http://dl.beheshtdl.ir/91/mehr/emam-javad-big-03.jpg

لب می زند كه مادر خود را صدا كند *** یا حق واژه ی جگرم را ادا كند

او ناله می زند جگرم سوخت هیچ كس *** گویا قرار نیست به او اعتنا كند

می خندد ام فضل به همراه عده ای *** تا خون به قلب حضرت ابن الرضا كند

یك ظرف آب ریخت روی زمین پیش او *** نگذاشت تا كسی به لبش آشنا كند

در حجره دست و پا زدنش یك بهانه بود  *** تا روضه ای برای خودش دست و پا كند

می خواست با خیال غم جد بی كفن *** آن حجره ی ستم زده را كربلا كند

وای از دقایقی كه به گودال یك نفر *** بالای سر رسید كه سر را جدا كند

باید عقیله بعد برادر در آن میان *** فكری به حال سوختن بچه ها كند

حالا غروب یك نفس افتاد به خواهری *** لب می زند كه مادر خود را صدا كند

شعری از شاعر کربلایی مسعود اصلانی

ویژه نامه شهادت امام جواد(ع)در ادامه مطلب

نگاهی کوتاه به زندگانی امام جواد (ع)

 

مورّخان در تاریخ تولّد امام جواد علیه‏السلام ، اختلاف دارند؛ عده‏اى میلاد آن حضرت را دهم رجب، برخى 15 ماه رمضان و بعضى نیز 19 ماه رمضان سال 195 ه . در شهر مدینه مى‏دانند.1

پدر بزرگوار جواد الائمّه علیه‏السلام ، امام رضا علیه‏السلام مى‏باشد؛ شخصیت ارجمندى كه میزان فضایل و حیطه حیات علمى، عبادى و دینى‏اش، بركسى پوشیده نیست.

مادر امام جواد علیه‏السلام ، بانوى گرامى و پاكدامنى بود به نام «سبیكه» (سكینه) و به روایت دیگر «خیزران». آن بانوى مؤمنه به خاندان شایسته امّ‏المؤمنین «ماریّه قبطیّه»2 تعلّق داشت. بعضى‏ها نام وى را «ریحانه» و «درّه» نیز گفته‏اند.3

امام جواد علیه‏السلام بعد از 25 سال زندگى افتخارآمیز، سرانجام در آخر ذیقعده سال 220 ه . با تحریك معتصم عباسى و به وسیله همسرش امّ‏الفضل مسموم و به شهادت رسید. بدن مطهّرش در گورستان قریش در بغداد، كنار قبر جدّ بزرگوارش امام كاظم علیه‏السلام ـ كاظمین ـ به خاك سپرده شد.4

سخنان آغازین

امام جواد علیه‏السلام در روز سوم میلادش؛ لب به سخن گشود و بعد از حمد و ستایش خداوند متعال، به پیامبراكرم و خاندان عترت علیهم‏السلام درود فرستاد.

از حكیمه دختر موسى بن جعفر علیه‏السلام ، آن بانوى متدیّن و شایسته، كه سرپرستى امور تولّد امام جواد علیه‏السلام را به عهده داشت، نقل شده است كه گفت:

... امام جواد علیه‏السلام بعد از تولّد، فرمود: «اشهد ان لا اله الاّ اللّه و انّ محمّداً رسول اللّه.»

و در روز سوم بعد از میلادش فرمود: «الحمد للّه و صلّى اللّه على محمّد و على الائمّة الرّاشدین.»

و نیز افزود: در روز سوم تولّدش، چشمانش را گشود و به سوى آسمان چشم دوخت و سپس به سمت راست و چپ نگاه كرد. آنگاه فرمود: «أشهد ان لا اله الاّ اللّه، و أشهد انّ محمّداً رسول اللّه»؛ از دیدن حالت‏هاى وى تعجب كردم و هنوز در عالم شگفتى فرو رفته بودم كه پدرش امام رضا علیه‏السلام آمد. به آن حضرت گفتم: از چیزهایى كه از این كودك شنیدم، به شگفت آمده‏ام! پرسید: چه چیز شنیده‏اى؟ آنچه دیده و شنیده بودم، برایش تعریف كردم. حضرت فرمود:

«یا حكیمة! ماترون من عجائبه اكثر؛ اى حكیمه! شگفتى‏هایى كه بعد از این، از او خواهید دید؛ بیشتر از آنچه تاكنون دیده‏اید، خواهد بود.»5

القاب، كنیه و نقش انگشتر

براى پیشواى نهم، القاب متعدّدى ذكر كرده‏اند؛ مهم‏ترین آنها عبارتند از:

جواد؛ تقى؛ مرتضى؛ قانع؛ رضى؛ مختار؛ باب المراد؛ زكى؛ متوكّل؛ منتجب6.

كنیه آن حضرت «ابوجعفر» مى‏باشد كه معمولاً در روایات تاریخى به «ابوجعفرثانى» معروف است تا با «ابوجعفر اوّل»، یعنى امام باقر علیه‏السلام اشتباه نشود.

نقش انگشتر آن امام همام، «العزّة للّه» بود.7

از نگاه دانشمندان اهل سنّت

سیماى پرفروغ و عالمتاب امام جواد علیه‏السلام نه تنها شیعیان را شیداى جمال و جلال خویش ساخته، كه دانشمندان اهل سنّت را نیز از سكوت و خاموشى رهانیده است. آنان در منابع تاریخى و حدیثى خویش، به قدر ایمان و معرفت خود، زبان به حقیقت گشوده‏اند و شخصیت آسمانى پیشواى نهم شیعیان را چنین به تصویر كشیده‏اند:

1. سبط ابن جوزى حنفى (متوفّاى 654 ق.):

«و محمد، الامام ابوجعفر الثانى كان على منهاج أبیه فى العلم و التقى و الزهد و الجود... و كان یلقّب بالمرتضى والقانع...».8

2. كمال الدین محمد بن طلحه شافعى (متوفّاى 652 ق.):

«... و ان كان صغیر السّنّ فهو كبیرالقدر، رفیع الذّكر...».9

3. شمس الدّین ذهبى (748 ق.):

«كان محمّد یلقّب بالجواد و بالقانع والمرتضى، و كان من سروات آل بیت النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ... و كان أحد الموصوفین بالسّخاء فلذلك لقّب الجواد...».10

4. ابن صبّاغ مالكى (متوفّاى 855 ق.):

«و هو الامام التّاسع... عرف بأبى جعفرالثانى، و ان كان صغیرالسّنّ فهو كبیر القدر، رفیع الذّكر، القائم بالامامة بعد علىّ بن موسى الرّضا... للنصّ علیه والاشارة له بها من أبیه كما أخبر بذلك جماعة من الثّقات العدول».11

5. عبداللّه بن محمّد بن عامر شبراوى شافعى (متوفّاى 1154 ق.):

«... و كراماته رضى‏اللّه عنه كثیرة و مناقبه شهیرة، ثمّ ذكر بعض مناقبه و ختم حدیثه بقوله: و هذا من بعض كراماته الجلیلة و مناقبه الجمیلة».12

در طاعت كردگار

امام جواد علیه‏السلام عابدترین فرد زمانش بود. محبّت و علاقه‏اش نسبت به باریتعالى وصف نشدنى و خوف، خشوع و اخلاصش در طاعت و عبادت خداوند ستودنى است. براى ترسیم جلوه‏هاى عبادى آن حضرت، به چند نمونه بسنده مى‏كنیم:

الف) نماز

امام جواد علیه‏السلام علاوه بر عبادات و نوافل معمول، نافله مخصوصى داشت. نافله آن حضرت دو ركعت بود؛ در هر ركعت، سوره فاتحه را قرائت مى‏نمود و آنگاه هفتاد مرتبه سوره اخلاص را تكرار مى‏كرد.13

هرگاه وارد ماه جدید مى‏شد، در روز اوّل ماه، دو ركعت نماز به جاى مى‏آورد؛ در ركعت اوّل، بعد از سوره حمد، به تعداد روزهاى ماه (30 مرتبه) سوره توحید را مى‏خواند. در ركعت دوم بعد از حمد، سوره انّاانزلناه را مثل ركعت اوّل تلاوت مى‏كرد.14

ب) روزه

روزه‏هاى مستحبّى آن حضرت نیز زیاد بود. پانزدهم و بیست و هفتم ماه رجب روزه مى‏گرفت. اهل خانه و غلامانش نیز او را در روزه گرفتن همراهى مى‏كردند.15

علاوه بر این، گاهى میزان عبودیت و بندگى خویش را نسبت به مقام لایزال الهى با اذكار و ادعیه ابراز مى‏نمود. برخى از مناجات و ادعیه آن حضرت عبارت است از:

الف) در حال قنوت

«اللّهمّ أنت الاوّل بلا اوّلیّة معدودة، و الآخر بلا آخریّة محدودة، أنشأتنا لا لعلّة اقتساراً، واخترعتنا لا لحاجة اقتداراً، و ابتدعتنا بحكمتك اختیاراً، و بلوتنا بأمرك و نهیك اختباراً، و ایّدتنا بالآلات، و منحتنا بالأدوات، و كلّفتنا الطّاقة، و جشمتنا الطّاعة، فأمرت تخییراً و نهیت تحذیراً، و خوّلت كثیراً، و سألت یسیراً، فعصى أمرك فحلمت، و جهل قدرك فتكرّمت...»16

ب) بعد از نماز

«رضیت بااللّه ربّاً، و بالاسلام دیناً، و بالقرآن كتاباً، و بمحمّد نبیّاً، و بعلىٍّ ولیّاً، والحسن، والحسین، و علىّ بن الحسین، و محمّد بن علىّ، و جعفر بن محمّد، و موسى بن جعفر، و علىّ بن موسى، و محمّد بن علىّ، و علىّ بن محمّد، والحسن بن علىّ، و الحجّة‏بن الحسن بن علىّ، أئمّةً.

اللّهمّ ولیّك الحجّة فاحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته، وامدد له فى عمره، و اجعله القائم بأمرك، المنتصرلدینك و أره ما یحبّ و تقرّبه عینه فى نفسه و فى ذرّیته و أهله و ماله و فى شیعته و فی عدوّه، و أرهم منه ما یحبّ و تقرّبه عینه، واشف به صدورنا و صدور قوم مؤمنین.»17

ج)براى برآورده شدن حاجت

راوى مى‏گوید: نامه‏اى خدمت امام جواد علیه‏السلام فرستادم. در آن نامه، از حضرت تقاضا كرده بودم كه دعایى برایم یاد بدهد. آن حضرت این گونه برایم نوشت:

تقول اذا اصبحت و أمسیت: «اللّه اللّه اللّه، ربّى الرّحمن الرّحیم، لا اشرك به شیئاً» و ان زدت على ذلك فهو خیر، ثمّ تدعو بما بدأ لك فى حاجتك، فهو لكل شى‏ء باذن اللّه تعالى، یفعل اللّه ما یشاء.18

اصحاب و شاگردان

امام جواد علیه‏السلام با توجّه به اینكه در سنّ جوانى به شهادت رسیدند، در عمر كوتاه و با بركت خویش علاوه بر انجام وظایف سنگین رهبرى امّت، به تربیت شاگردانى كه بتوانند پیام آسمانى خاندان نبوّت و امامت را به نسل‏هاى بعد منتقل سازند، توجّه خاص داشت.

دانشمندان علم رجال و تراجم، تعداد یاران و شاگردان امام جواد علیه‏السلام را 110 نفر ذكر كرده‏اند.19 اسامى برخى از آن چهره‏هاى تابناك، بدین قرار است:

«حسین بن سعید اهوازى، حسن بن سعید اهوازى، محمد بن اسماعیل بن بزیع، احمد بن أبى‏عبداللّه برقى، على بن مهزیار، صفوان بن یحیى، عبداللّه بن صلت، على بن اسباط، ابراهیم بن أبى محمود خراسانى، ابراهیم بن محمد همدانى، احمد بن محمد بن أبى نصر بزنطى كوفى، احمد بن معافى، جعفر بن محمد بن یونس احول، حسین بن بشار مداینى، حكم بن علیاء اسدى، حمزة بن یعلى اشعرى قمى، داود بن قاسم بن اسحاق بن عبداللّه بن جعفر بن ابى‏طالب، صالح بن محمد همدانى، عبدالجبّار بن مبارك نهاوندى، زكریّا بن آدم، عبدالعظیم بن عبداللّه بن على بن الحسن بن زید بن الحسن بن على بن أبى‏طالب، عثمان بن سعید عمرى، على بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین، على بن بلال بغدادى، فضل بن شاذان بن خلیل ابومحمّد ازدى نیشابورى، محمد بن عبدالجبّار، ابوعلى محمد بن عیسى بن عبداللّه بن سعد بن مالك اشعرى، نوح بن شعیب بغدادى، یعقوب بن اسحاق سكیت (ابویوسف)، ابویوسف الكاتب یعقوب بن یزید بن حمّاد انبارى، ابوالحصین بن الحضین الحضینى».20

منبع :انوار هدایت

در شهادت حضرت امام محمّد تقى علیه السلام است

مـكشوف باد كه چون ماءمون حضرت جواد علیه السلام را بعد از فوت پدر بزرگوارش به بغداد طلبید و دختر خوب را تزویج آن حضرت نمود، آن جناب چندى كه در بغداد بود از سوء معاشرت ماءمون منزجر گردید از ماءمون رخصت طلبید و متوجه حج بیت اللّه الحرام شـد و از آنـجـا به مدینه جد خود معاودت فرمود و در مدینه توقف فرمود و بود تا ماءمون وفـات كـرد و مـعـتـصـم بـرادر او غـصـب خـلافـت كـرد و ایـن در هـفـدهـم رجـب سال دویست و هیجده هجرى بوده .
و چون معتصم خلیفه شد از وفور استماع فضایل و كمالات آن معدن سعادت و خیرات نائره حـسـد در كانون سینه اش اشتعال یافت و در صدد دفع آن حضرت برآمد و آن جناب را به بـغـداد طـلبـیـد آن حـضـرت چـون اراده بـغداد نمود حضرت امام على النقى علیه السلام را خـلیـفـه و جـانـشین خود گردانید در حضور اكابر شیعه و ثقات اصحاب خود نص صریح بر امامت آن حضرت نمود و كتب علوم الهى و اسلحه و آثار حضرت رسالت پناهى و سایر پـیـغـمـبـران را بـه دو فـرزنـد خـود تـسـلیـم فـرمـود و دل بـر شـهـادت نـهـاده و فـرزنـد گـرامـى خـود را وداع كـرد و بـا دل خـونـیـن مـفـارقـت تربت جد خود اختیار نموده روانه بغداد گردید و در روز بیست و هشتم مـحـرم سـال دویـسـت و بـیـسـتـم هـجـرى داخـل بـغـداد شـد و مـعـتـصـم در اواخـر هـمـیـن سال آن حضرت را به زهر شهید كرد.
و كـیـفـیـت شـهـادت آن مـظـلوم بـه اخـتـلاف نـقـل شـده ، اشـهـر آن اسـت كـه زوجـه اش ‍ ام الفـضـل دخـتـر مـاءمـون بـه تـحـریـك عـمـویـش مـعـتصم آن حضرت را مسموم كرد؛ چه آنكه امـّالفـضـل از آن حـضـرت مـنـحـرف بـود بـه سـبـب آنـكـه آن جـنـاب مـیـل بـه كـنیزان و زنان دیگر خود مى فرمود و مادر امام على النقى علیه السلام را بر او تـرجـیـح مى داد به این سبب ام الفضل همیشه از آن حضرت در تشكى بود و در زمان حیات پدرش ‍ مكرر به نزد او شكایت مى كرد و ماءمون گوش به سخن او نمى داد به سبب آنچه بـا امـام رضـا علیه السلام نموده بود دیگر تعرض و اذیت كردن اهلبیت رسالت را مناسب دولت خـود نـدانـست مگر یك شب كه امّالفضل رفت نزد پدر و شكایت كرد كه حضرت جواد عـلیـه السلام زنى از اولاد عمر یاسر گرفته و بدگویى براى آن حضرت كرد ماءمون چـون مـسـت شـراب بـود در غـضـب شـد و شـمشیر برداشت و آمد به بالین آن حضرت و چند شـمـشـیر بر بدن آن جناب زد كه حاضرین گمان كردند كه بدن آن جناب پاره پاره شد چـون صـبـح شـد دیـدنـد آن حـضـرت سـالم اسـت و اثـر زخـمـى در بـدن نـدارد چنانكه در فصل سوم آن خبر تحریر یافت .
و بـالجـمـله : از ( كـتـاب عـیـون المـعـجـزات ) نـقـل شـده كـه چـون حـضـرت جـواد عـلیـه السـلام وارد بـغـداد شـد و مـعـتـصـم انـحـراف ام الفـضـل را از آن حـضـرت دانـسـت او را طـلبـیـد و بـه قـتـل آن حـضـرت راضـى كـرده زهـرى بـراى او فـرسـتـاد كـه در طـعـام آن جـنـاب داخل كند ام الفضل انگور رازقى را زهرآلود كرده به نزد آن امام مظلوم آورد و چون حضرت از آن تـنـاول نـمـود اثـر زهـر در بـدن مـبـاركـش ظـاهـر شـد و ام الفضل از كرده خود پشیمان شد و چاره اى نمى توانست كرد گریه و زارى كرد، حضرت فرمود: الحال كه مرا كشتى گریه مى كنى ، به خدا سوگند كه به بلایى مبتلا خواهى شـد كـه مـرهـم پـذیـر نـبـاشـد چـون آن نـونـهـال جـویـبـار امـامـت در اول سـن جـوانـى از آتـش زهـر دشـمـنـان از پـا درآمـد مـعـتـصـم ام الفـضـل را به حرم خود طلبید و در همان زودى ناسورى در فرج او به هم رسید و هر چه اطـبـاء مـعـالجـه كـردنـد مـفـیـد نـیـفـتـاد تـا آنـكـه از حـرم معتصم بیرون آمد و آنچه داشت از مـال دنـیـا صـرف مـداواى آن مـرض كـرد و چـنـان پـریـشـان شـد كـه از مـردم سـؤ ال مـى كرد و با بدترین احوال هلاك شد و زیانكار دنیا و آخرت گردید.(87) و مـسـعـودى در ( اثـبـات الوصـیـة ) نـیـز قـریـب بـه هـمـیـن نـقـل كـرده الا آنـكـه گـفـتـه : مـعـتـصـم و جـعـفـر بـن مـاءمـون هـر دو ام الفـضـل را واداشـتـنـد بـر كـشـتـن آن حـضـرت و جـعـفـر بـن مـاءمـون بـه سزاى این امر در حال مستى به چاه افتاد او را مرده از چاه بیرون آوردند.
و عـلامـه مـجـلسـى رحـمـه اللّه در ( جـلاءالعـیـون ) نـقـل كـرده كـه چـون مـردم بـا مـعـتـصـم بـیـعـت كـردنـد مـتـفـقـد احـوال حـضـرت امام محمّد تقى علیه السلام شد و به عبدالملك زیات كه والى مدینه بود نـامـه نـوشـت كـه آن حـضـرت را بـا ام الفـضـل روانـه بـغـداد كـنـد. چـون حـضـرت داخـل بـغـداد شـد بـه ظـاهـر اعـزاز و اكـرام نـمـود و تـحـفـه هـا بـراى آن حـضـرت و ام الفـضـل فـرستاد پس شربت حماضى براى آن حضرت فرستاد با غلام خود استناس [یا ( اشناس ) ] نام و سر آن ظرف را مهر كرده بود چون شربت را به خدمت آن حضرت آورد گـفـت : این شربتى است كه خلیفه براى خود ساخته و خود با جماعت مخصوصان خود تـنـاول نـمـوده و ایـن حـصـه را بـراى شـمـا فـرسـتـاده اسـت كـه بـا بـرف سـرد كـنید و تناول نمایید و برف با خود آورده بود و براى حضرت شربت ساخت . حضرت فرمود كه باشد در وقت افطار تناول نمایم ، گفت : برف آب مى شود و این شربت را سرد كرده مى بـایـد تـنـاول نـمود، و هرچند آن امام غریب مظلوم از آشامیدن امتناع نمود آن ملعون مبالغه را زیـاده كـرد تـا آنـكـه آن شـربـت زهرآلود را دانسته به ناكام نوشید و دست از حیات كثیر البركات خود كشید.


منتهی الامال قسمت دوم


سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند

 



نوع مطلب : اهلبیت (ع)، اشعار، مراسمات، ماههای قمری، 
برچسب ها : شهادت امام جواد، امام جواد، ابن الرضا، امام رضا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 26 مهر 1392 10:19 ق.ظ
مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود

زین پس کسی بقدر تو لیلا نمی شود

درد رقیه تو پدر جان یتیمی است

درد سه ساله تو مداوا نمی شود

شأن نزول رأس تو ویرانه من است

دیگر مگرد شأن تو پیدا نمی شود

بی شانه نیز می شود امروز سر کنم

زلفی که سوخته گره اش وانمی شود

بیهوده زیر منت مرهم نمی روم

این پا برای دختر تو پا نمی شود

صد زخم بر رخ تو دهان باز کره اند

خواهم ببوسم از لبت اما نمی شود

چوب از یزید خورده ای و قهر با منی

از چه لبت به صحبت من وا نمی شود

کوشش مکن که زنده نگهداری ام پدر

این حرف ها به طفل تو بابا نمی شود
یکشنبه 14 مهر 1392 04:19 ب.ظ
امام جواد(ع): بی نیازی از مردم ثروت مومن است.

شهادت امام جواد(ع) تسلیت می گویم.

وب زیبایی داریدموفق باشید
یازهرا
یکشنبه 14 مهر 1392 04:17 ب.ظ
سلام
-------
امام جواد علیه‌السلام :

تا هنگامی که سپاسگذاری بندگان ادامه دارد نعمتهای خداوند قطع نمی‌شود . . .

شهادت مظلومانه امام جواد (ع) تسلیت

التماس دعا...
یکشنبه 14 مهر 1392 03:21 ب.ظ

یا جواد از جود خویش

دست خالی ام بگیر

کم آورده ام کم....





یکشنبه 14 مهر 1392 11:56 ق.ظ
سلام ما به رخ انور امام جواد

درود ما، به تن اطهر امام جواد

غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود

کسى به وادى غم، یاور امام جواد
یکشنبه 14 مهر 1392 11:02 ق.ظ
امام جواد(ع):..بدان که از دید خدا پنهان نیستی پس بنگر که چگونه هستی.....
شنبه 13 مهر 1392 03:55 ب.ظ
امام جواد(ع):
بدان که از دید خداوند پنهان نیستی
پس بنگر که چگونه هستی!

شهادت امام جواد(ع) رو تسلیت عرض میکنم .
شنبه 13 مهر 1392 01:34 ب.ظ
سینه بی اُنس را شیطان میانش لانه کرد...
بار پروردگارا بگذار جای ناب تو ،بهترین مکان دنیایم باشدوآن جز دلم
فکر نمیکنم باشد...
باتبادل لینك موافقین؟
شنبه 13 مهر 1392 10:50 ق.ظ

خورشید سپهر عدل و داد است جواد

سر لوحه دفتر رشاد است جواد

در جود و سخا کسی به پایش نرسد

چون مظهر جود حق جواد است، جواد

فرا رسیدن شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت باد
شنبه 13 مهر 1392 10:17 ق.ظ
سلام و عرض ادب
التماس دعا
یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....