تبلیغات
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری - شهادت عبدالله بن حسن علیه السّلام
 
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001
عبدالله(ع)در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین(ع) در ظهرعاشورا به شهادت رسید.


http://shiaupload.ir/images/15951936683577554433.jpg

این كیست كه طوفان شده میل خطر كرده؟

در كوچكی خود را علمدار دگر كرده

این كه برای مادرش مردی شده حالا

خسته شده از بس میان خیمه سر كرده

این كیست كه در پیش روی لشگر كوفه

با چه غرور محكمی سینه سپر كرده

آن قدر روی پنجه ی پایش فشار آورد

تا یك كمی قدّ خودش را بیشتر كرده

با دیدنش اهل حرم یاد حسن كردند

از بس شبیه مجتبی عمامه سر كرده

اما تمامی حواسش سمت گودال است

آن جا كه حتی عمه را هم خون جگر كرده

آن جا كه دستی بر سر و روی عمو می زد

با چكمه نامردی به پهلوی عمو می زد

از ادامه مطلب استفاده بفرمایید

عبدالله بن الحسن:
عبدالله بن الحسن ( علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین ( علیه السلام) را زخمی و بی‏یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمی‏شوم‏» . در آن هنگام شمشیری به طرف امام حسین ( علیه السلام) روانه شد . عبدالله دست‏خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان‏» ! حسین ( علیه السلام) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق می‏کند . ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین ( علیه السلام)، به شهادت رسید . وی نوجوانی یازده ساله بود

 شهادت عبدالله بن حسن علیه السّلام
 
راوى گوید: امام علیه السّلام از اهل حرم دستمالى را طلب فرمود و سر مبارك را با آن محكم بست و كلاهى طلبید كه عرب آن را ((قلنسوه )) مى نامند و آن را هم بر فرق همایون نهاد و عمامه را بر روى آن پیچید و ملبس به آن گردید و بار دیگر عزم میدان نمود پس لشكر اندكى درنگ نمود، باز آن بى دینان بى شرم رجوع كردند و حضرت امام را احاطه نمودند و عبدالله فرزند امام حسن علیه السّلام كه طفلى نا بالغ بود از نزد زنان و از حرم امام انس و جان ، بیرون آمد و مى دوید تا در كنار عموى بزرگوار خود حسین مظلوم بایستاد زینب خود را به او رسانید و خواست كه او را به سوى حرم باز گرداند ولى آن طفل امتناع شدید نمود و گفت : به خدا قسم ! هرگز از عموى خویش جدایى اختیار نمى كنم و از او تنها نمى گذارم ! در این هنگام ، ((بحربن كعب )) یا بنابر قول دیگر ((حرملة بن كاهل )) همین كه خواست شمشیر بر امام علیه السّلام فرود آورد، عبدالله خطاب به او گفت : واى بر تو! اى زنازاده بى حیا!
منبع:لهوف


یا ربّ الحسین...
می رسد از گوشه ی مقتل صدای مادرش
ای زنازاده بیا و دست بردار از سرش
گیسوان مادر ما را پریشان می کنی؟
بی حیا با خنجرت بازی مکن با حنجرش
تو نمی بینی مگر غرق مناجات است او؟
پای خود بردار از روی لبان اطهرش
دل مسوزان بی حیا عمّه تماشا می کند
با نوک نیزه مکن پهلو به پهلو پیکرش
دست من از پوست آویزان به زیر تیغ تو
تا سپر باشد برای ناله های آخرش
نیزه بازی با تن بی سر ز من آغاز کن
طعمه ی نیزه مگردانید جسم اصغرش
از ضریح سینه اش برخیز ای چکمه به پا
پای خود مگذار روی بوسه ی پیغمبرش
دیر اگر برخیزی از جای خودت یابن الدعی
عمّه نفرین کرده دست خود برد بر معجرش
قاسم نعمتی

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند



نوع مطلب : اهلبیت (ع)، اشعار، مراسمات، ماههای قمری، شهدا، 
برچسب ها : حضرت عبدالله بن الحسن، امام حسن، شب پنجم محرم، امام حسین، امام زمان، ابوالفضل هوشیاری، محرم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....