تبلیغات
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری - میلاد پیامبر مهربانی مبارک!
 
ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001

http://img.tebyan.net/Big/1389/12/1071561503511083233024224419468235199217148.jpg

شخصى محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شد و از ایشان درخواست نمود تا به او توصیه اى بنمایند.
حضرت این گونه توصیه فرمودند:
- من به تو سفارش مى كنم براى خدا شریك قرار ندهى ، اگر چه در آتش ‍ بسوزى و شكنجه ببینى !
پدر و مادرت را نیز اذیت مكن و به آنان نیكى كن ، زنده باشند یا مرده . اگر دستور دهند كه از خانواده و زندگیت دست بردارى چنین كن ! و این نشانه ایمان است . آنچه كه اضافه دارى در اختیار برادر دینى ات بگذار!
در برخورد با برادر مسلمانت گشاده رو باش !
به مردم اهانت مكن و باران رحمتت را بر آنان ببار!
هر كدام از مسلمانان را دیدار كردى سلام برسان !
مردم را به سوى اسلام دعوت كن !
بدان كه هر كارگشایى تو ثواب بنده آزاد كردن را دارد، بنده اى كه از فرزندان یعقوب است .
بدان كه شراب و تمام مست كننده ها حرامند

منبع داستان های بحار الانوار



عشق تو در سینه ما از ازل دیرین تر است

این مدال مهر از خور شید هم زرین تر است 

میشوم فرهاد و بر کوه غزل حک می کنم

شور تو در شعر هایم از عسل شیرین تر است

با غزل تا قاب قوسین خدا گر پر کشم

باز هم از وصف خاک پای تو پایین تر است 

می نویسم از شکست واژها در وصف تو

قدر کاه کوی تو از کوهها سنگین تراست 

چون که برتو دختری مانند زهرا داده اند

خون تو از خون هر پیغمبری رنگین تر است 

موسی علیمردانی


 ویژه نامه در ادامه مطلب
بیش از هزار و چهارصد سال پیش در روز 17 ربیع الاول (برابر 25 آوریل 570 میلادى ) كودكى در شهر مكّه چشم به جهان گشود.
پدرش عبداللّه (29) در بازگشت از شام در شهر یثرب (مدینه ) چشم از جهان فرو بست و به دیدار كودكش (محمّد) نایل نشد. زن عبداللّه مادر (محمّد)، آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود.
برابر رسم خانواده هاى بزرگ مكّه (آمنه ) پسر عزیزش ، محمّد را به دایه اى به نام حلیمه سپرد تا در بیابان گسترده و پاك و دور از آلودگیهاى شهر پرورش یابد.
(حلیمه ) زن پاك سرشت مهربان با این كودك نازنین كه قدمش در آن قبیله مایه خیر و بركت و افزونى شده بود؛ دلبستگى زیادى پیدا كرده بود. لحظه اى از پرستارى او غفلت نمى كرد. كسى نمى دانست این كودك یتیم كه دایه هاى دیگر از گرفتنش پرهیز داشتند؛ روزى و روزگارى پیامبر رحمت خواهد شد و نام بلندش تا پایان روزگار با عظمت و بزرگى بر زبان میلیونها نفر مسلمان جهان و بر ماءذنه ها (30) با صداى بلند برده خواهد شد، و مایه افتخار جهان و جهانیان خواهد بود.
(حلیمه ) بر اثر علاقه و اصرار مادرش ، آمنه ، محمّد را كه به سن پنج سالگىرسیده بود به مكه باز گردانید. دو سال بعد كه (آمنه ) براى دیدار پدر و مادر وآرامگاه شوهرش عبداللّه به مدینه رفت ، فرزند دلبندش ‍ را نیز همراه برد. پس از یكماه ، آمنه با كودكش به مكه برگشت ، امّا در بین راه ، در محلى بنام (ابواء) جان بهجان آفرین تسلیم كرد، و محمّد در سن شش سالگى از پدر و مادر هر دو یتیم شد و رنجیتیمى در روح و جان لطیفش دو چندان اثر كرد.
سپس زنى به نام امّ ایمن این كودك یتیم ، این نوگل پژمرده باغ زندگى را همراه خود به مكه برد. این خواست خدا بود كه این كودك در آغاز زندگى از پدر و مادر جدا شود، تا رنجهاى تلخ و جانكاه زندگى را در سرآغاز زندگانى بچشد و در بوته آزمایش قرار گیرد، تا در آینده ، رنجهاى انسانیت را بواقع لمس كند و حال محرومان را نیك دریابد.
از آن آغاز در دامان پدر بزرگش (عبدالمطلب ) پرورش یافت .
(عبدالمطلب ) نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود كه آثار بزرگى در پیشانى تابناكش ظاهر بود، مهربانى عمیقى نشان مى داد. دو سال بعد بر اثر درگذشت عبدالمطلب ، (محمّد) از سرپرستى پدر بزرگ نیز محروم شد. نگرانى (عبدالمطلب ) در واپسین دم زندگى بخاطر فرزند زاده عزیزش محمّد بود. به ناچار (محمّد) در سن هشت سالگى به خانه عموى خویش (ابوطالب ) رفت و تحت سرپرستى عمش قرار گرفت . (ابوطالب ) پدر (على ) بود.
(ابوطالب ) تا آخرین لحظه هاى عمرش ، یعنى تا چهل و چند سال با نهایت لطف و مهربانى ، از برادرزاده عزیزش پرستارى و حمایت كرد.
حتى در سخت ترین و ناگوارترین پیشامدها كه همه اشراف قریش و گردنكشان سیه دل ، براى نابودى (محمّد) دست در دست یكدیگر نهاده بودند، جان خود را براى حمایت برادرزاده اش سپر بلا كرد و از هیچ چیز نهراسید و ملامت ملامتگران را ناشنیده گرفت .
آرامش و وقار و سیماى متفكر (محمّد) از زمان نوجوانى در بین همسن و سالهایش كاملا مشخص بود. بقدرى (ابوطالب ) او را دوست داشت كه همیشه مى خواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رویش كشد و نگذارد درد یتیمى او را آزار دهد.
در سن 12 سالگى بود كه عمویش ابوطالب او را همراهش به سفر تجارتى - كه آن زمان در حجاز معمول بود - به شام برد. در همین سفر در محلى به نام (بصرى ) كه از نواحى (سوریه فعلى ) بود، ابوطالب به (راهبى ) مسیحى كه نام وى (بحیرا) بود برخورد كرد. بحیرا هنگام ملاقات (محمّد) - كودك ده یا دوازده ساله - از روى نشانه هایى كه در كتابهاى مقدس خوانده بود، با اطمینان دریافت ، كه این كودك همان پیغمبر آخرالزمان است .
باز هم براى اطمینان بیشتر او را به لات و عزى - كه نام دو بت از بتهاى اهل مكه بود - سوگند داد كه در آنچه از وى مى پرسد جز راست و درست بر زبانش نیاید. محمّد با اضطراب و ناراحتى گفت ، من این دو بت را كه نام بردى دشمن دارم . مرا به خدا سوگند بده !
بحیرا یقین كرد كه این كودك همان پیامبر بزرگوار خداست كه بجز خدا به كسى و چیزى عقیده ندارد. بحیرا به ابوطالب سفارش زیاد كرد تا او را از شرّ دشمنان بویژه یهودیان نگاهبانى كند، زیرا او در آینده ، ماءموریت بزرگى به عهده خواهد گرفت .
(محمّد) دوران نوجوانى و جوانى را گذراند. در این دوران كه براى افراد عادى ، سن ستیزه جویى و آلودگى به شهوت و هوسهاى زودگذر است ، براى محمّد جوان ، سنى بود همراه با پاكى ، راستى و امانت بى مانند بود. صدق لهجه ، راستى كردار، ملایمت و صبر و حوصله ، در تمام حركاتش ‍ ظاهر و آشكار بود. از آلودگیهاى محیط آلوده مكه بر كنار، و دامنش از ناپاكى بت پرستى پاك و پاكیزه بود بحدى كه موجب شگفتى همگان شده بود، آن اندازه مورد اعتماد بود كه به (محمّد امین ) مشهور گردید، (امین ) یعنى درست كار و امانتدار.
در چهره محمّد از همان آغاز نوجوانى و جوانى آثار وقار و قدرت و شجاعت و نیرومندى آشكار بود. در سن پانزده سالگى در یكى از جنگهاى قریش با طایفه (هوازن ) شركت داشت و تیرها را از عموهایش برطرف مى كرد. از این جا مى توان به قدرت روحى و جسمى محمّد پى برد.
این دلاورى بعدها در جنگهاى اسلام با درخشندگى هر چه بیشتر آشكار مى شود چنانكه على (ع ) كه خود از شجاعان روزگار بود درباره محمّد (ص ) گفت :
(هر موقع كار در جبهه جنگ بر ما دشوار مى شد، به رسول خدا پناه مى بردیم و كسى از ما به دشمن از او نزدیكتر نبود)با این حال از جنگ و جدالهاى بیهوده و كودكانه پرهیز مى كرد.
عربستان در آن روزگار مركز بت پرستى بود. افراد یا قبیله ها بتهایى از چوب و سنگ یا خرما مى ساختند و آنها را مى پرستیدند. محیط زندگى (محمّد) به فحشا و كارهاى زشت و مى خوارى و جنگ و ستیز آلوده بود؛ با این همه آلودگى محیط، محمّد هرگز به هیچ گناه و ناپاكى آلوده نشد و دامنش از بت و بت پرستى همچنان پاك ماند.
روزى ابوطالب به عباس كه جوانترین عموهایش بود گفت :
(هیچ وقت نشنیده ام محمّد (ص ) دروغى بگوید و هرگز ندیده ام كه با بچه ها در كوچه بازى كند.)
از شگفتیهاى جهان بشریّت است كه با آنهمه بى عفتى و بودن زنان و مردان آلوده در آن دیار كه حتى به كارهاى زشت خود افتخار مى كردند و زنان بدكار بر بالاى بام خانه خود بیرق نصب مى نمودند، محمّد (ص ) آنچنان پاك و پاكیزه زیست كه هیچكس - حتى دشمنان - نتوانستند كوچكترین خرده اى بر او بگیرند. كیست كه سیره و رفتار او را از كودكى تا جوانى و از جوانى تا پیرى بخواند و در برابر عظمت و پاكى روحى و جسمى او سر تعظیم فرود نیاورد؟!
یادى از پیمان جوانمردان یا (حلف الفضول ) 
در گذشته بین برخى از قبیله ها پیمانى به نام (حلف الفضول ) بود كه پایه آن بر دفاع از حقوق افتادگان و بیچارگان بود و پایه گذاران آن كسانى بودند كه اسمشان (فضل ) یا از ریشه (فضل ) بود. پیمانى كه بعد عده اى از قریش بستند هدفى جز این نداشت .
یكى از ویژگیهاى این پیمان ، دفاع از مكه و مردم مكه بود در برابر دشمنان خارجى . امّا اگر كسى غیر از مردم مكه و هم پیمانهاى آنها در آن شهر زندگى مى كرد و ظلمى بر او وارد مى شد، كسى به دادش نمى رسید. اتفاقا روزى مردى از قبیله بنى اسد به مكه آمد تا اجناس خود را بفروشد. مردى از طایفه بن سهم كالاى او را خرید ولى قیمتش را به او نپرداخت . آن مرد مظلوم از قریش كمك خواست ، كسى به دادش نرسید. ناچار بر كوه ابوقبیس كه در كنار خانه كعبه است ، بالا رفت و اشعارى درباره سرگذشت خود خواند و قریش را به یارى طلبید. دادخواهى او عده اى از جوانان قریش را تحت تاءثیر قرار داد. ناچار در خانه عبداللّه پسر جدعان جمع شدند تا فكرى به حال آن مرد كنند. در همان خانه كه حضرت محمّد (ص ) هم بود پیمان بستند، كه نگذارند به هیچكس ستمى شود - قیمت كالاى آن مرد را گرفتند و به او برگرداندند. بعدها پیامبر اكرم (ص ) از این پیمان ، به نیكى یاد مى كرد. از جمله فرمود: (در خانه عبداللّه جدعان شاهد پیمانى شدم كه اگر حالا هم (پس از بعثت به پیامبرى ) مرا به آن پیمان دعوت كنند قبول مى كنم . یعنى حالا نیز به عهد و پیمان خود وفا دارم .)(32)
محمّد (ص ) در سن بیست سالگى به این پیمان پیوست ؛ امّا پیش از آن - همچنان كه بعد از آن نیز - به اشخاص فقیر و بینوا و كودكان یتیم و زنانى كه شوهرانشان را در جنگها از دست داده بودند؛ محبت بسیار مى كرد و هر چه مى توانست از كمك نسبت به محرومان خوددارى نمى نمود.
پیوستن وى نیز به این پیمان چیزى جز علاقه به دستگیرى بینوایان و رفع ستم از مظلومان نبود.
ازدواج محمّد (ص ) 
وقتى امانت و درستى محمّد (ص ) زبانزد همگان شد، زن ثروتمندى از مردم مكه بنام خدیجه دختر خویلد كه پیش از آن دوبار ازدواج كرده بود و ثروتى زیاد و عفت و تقوایى بى نظیر داشت ، خواست كه محمّد (ص ) را براى تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانى خود سهمى به محمّد (ص ) بدهد. محمّد (ص ) این پیشنهاد را پذیرفت . خدیجه (میسره ) غلام خود را همراه محمّد (ص ) فرستاد.
وقتى (میسره ) و (محمّد) از سفر پرسود شام برگشتند، میسره گزارش سفر را جزء به جزء به خدیجه داد و از امانت و درستى محمّد (ص ) حكایتها گفت ؛ از جمله براى خدیجه تعریف كرد: وقتى به (بصرى ) رسیدیم ، امین براى استراحت زیر سایه درختى نشست . در این موقع ، چشم راهبى كه در عبادتگاه خود بود به (امین ) افتاد. پیش من آمد و نام او را از من پرسید و سپس چنین گفت : (این مرد كه زیر درخت نشسته ، همان پیامبرى است كه در (تورات ) و (انجیل ) درباره او مژده داده اند و من آنها را خوانده ام ).
خدیجه شیفته امانت و صداقت محمّد (ص ) شد. چندى بعد خواستار ازدواج با محمّد گردید. محمّد (ص ) نیز این پیشنهاد را قبول كرد. در این موقع خدیجه چهل ساله بود و محمّد (ص ) بیست و پنج سال داشت .
خدیجه تمام ثروت خود را در اختیار محمّد (ص ) گذاشت و غلامانش را نیز بدو بخشید. محمّد (ص ) بیدرنگ غلامانش را آزاد كرد و این اولین گام پیامبر در مبارزه با بردگى بود. محمّد (ص ) مى خواست در عمل نشان دهد كه مى توان ساده و دور از هوسهاى زودگذر و بدون غلام و كنیز زندگى كرد.
خانه خدیجه پیش از ازدواج پناهگاه بینوایان و تهیدستان بود. در موقع ازدواج هم كوچكترین تغییرى - از این لحاظ - در خانه خدیجه بوجود نیامد و همچنان به بینوایان بذل و بخشش مى كردند.
حلیمه دایه حضرت محمّد (ص ) در سالهاى قحطى و بى بارانى به سراغ فرزند رضاعى اش محمّد (ص ) مى آمد. محمّد (ص ) عباى خود را زیر پاى او پهن مى كرد و به سخنان او گوش مى داد و موقع رفتن آنچه مى توانست به مادر رضاعى (دایه ) خود كمك مى كرد.
محمّد امین بجاى اینكه پس از در اختیار گرفتن ثروت خدیجه به وسوسه هاى زودگذر دچار شود جز در كار خیر و كمك به بینوایان قدمى بر نمى داشت و بیشتر اوقات فراغت را به خارج مكه مى رفت و مدتها در دامنه كوهها و میان غار مى نشست و در آثار صنع خدا و شگفتیهاى جهان خلقت به تفكر مى پرداخت و با خداى جهان به راز و نیاز سرگرم مى شد. سالها بدین منوال گذشت ، خدیجه همسر عزیز و با وفایش نیز مى دانست كه هر وقت محمّد (ص ) در خانه نیست ، در (غار حرا) بسر مى برد. (غار حرا) در شمال مكه در بالاى كوهى قرار دارد كه هم اكنون نیز مشتاقان بدان جا مى روند و خاكش را توتیاى چشم مى كنند. این نقطه دور از غوغاى شهر و بت پرستى و آلودگیها، جایى است كه شاهد راز و نیازهاى محمّد (ص ) بوده است بخصوص در ماه رمضان كه تمام ماه را محمّد (ص ) در آنجا بسر مى برد. این تخته سنگهاى سیاه و این غار، شاهد نزول (وحى ) و تابندگى انوار الهى بر قلب پاك (عزیز قریش ) بوده است . این همان كوه (جبل النور) است كه هنوز هم نور افشانى مى كند.

قرآن 
قرآن شامل آیاتى است كه در مدت 23 سال بتدریج بر حضرت محمّد (ص ) نازل شده است . قرآن شامل 114 سوره كوتاه و بلند و نزدیك 6400 آیه است . همه سوره هاى قرآن با (( (بسم اللّه الرحمن الرحیم ) )) آغاز مى شود جز سوره (برائة ) یا (توبه ). تنظیم آیات قرآن بر مبنایى است كه شخص پیامبر اكرم (ص ) دستور فرموده است .
سوره هایى كه در مكه نازل شده (مكى ) و آنها كه در مدینه نازل شده است (مدنى ) نامیده مى شود. هر سوره ، نامى دارد كه آن نام در متن سوره آمده است مانند: نحل ، بقره ، علق و... به محض این كه سوره یا یك آیه یا چند آیه بر پیغمبر (ص ) نازل مى شد افراد مورد اعتمادى كه به آنها (نویسندگان وحى ) مى گفتند، آیات را مى نوشتند. معروفترین آنها عبارتند از: على بن ابیطالب (ع ) - عبداللّه بن مسعود - زید بن ثابت - معاذ بن جبل - ابى بن كعب و... امتیاز قرآن بر دیگر كتابهاى آسمانى اینست كه در قرآن كوچكترین تحریف و تغییرى وارد نشده است .
قرآن معجزه باقیه و همیشگى پیامبر اكرم (ص ) است . در چند جاى قرآن بصراحت آمده است كه اگر در قرآن شك و تردید دارید چند سوره ، حتى یك سوره كوچك كه سه آیه است ؛ مانند آن را بیاورند كه هرگز دشمنان اسلام به چنین كارى توفیق نیافته و نخواهند یافت .
قرآن فقط از جهت لفظ و فصاحت و شیوایى معجزه نیست ؛ بلكه از جهت معنى و دارا بودن احكام و نظامات استوار و قوانین ابدى نیز معجزه است - هر چه علم بشر پیشرفت كند و پرده از اسرار جهان بر گرفته شود رمز جاودانى اسلام و قرآن روشنتر خواهد شد - قرآن تاكنون به بیش از صد زبان دنیا و به فارسى و انگلیسى و فرانسوى چندین بار ترجمه شده است . در قرآن بیش از همه چیز به پرستش خداى واحد و صفات جلال و جمال خداوند و عظمت دستگاه آفرینش و سیر در آفاق و عوالم طبیعى و مطالع در احوال گذشتگان و قوانین و احكام عبادى ، اجتماعى و قضائى و روز رستاخیز و سرگذشت انبیاء بزرگ الهى و پند گرفتن از زندگانى اقوام گذشته توجه داده شده است .
براى اینكه بتوانیم به لطف ظاهر و باطن عمیق قرآن پى ببریم باید - در درجه اول - با زبان فصیح و بلیغ قرآن آشنا شویم .
قرآن راهنمایى است راستگو، پایدار و خیرخواه .
عترت یا اهل بیت  
همان على (ع ) و فرزندان پاك گوهرش و نیز فاطمه زهرا (ع ) دختر بسیار عزیز و فداكار پیامبر اكرم (ص ) است كه از طرف پدر بزرگوار خود به (( (ام ابیها) )) یعنى مادر پدرش ملقب گردید. علتى (ع ) وصى و جانشین و امامى است كه بارها پیامبر (ص ) او را جانشین خود و در حكم هارون نسبت به موسى (ع ) معرفى مى فرمود و فرزندانى كه از صلب على (ع ) و بطن پاك فاطمه زهرا (ع ) به وجود آمدند و آخر آنها به حضرت مهدى موعود (ع ) ختم مى شود همه معصوم و از رجس و گناه بدورند. اولاد دیگر از این شجره طیبه نیز بسیارند و در همه جا و همه وقت منشاء خیر و بركت و فضل و فضیلت بوده و هستند.
زوجات رسول اكرم (ص ) یا زنان پیامبر 
پیامبر اكرم (ص ) در طول عمر نه زن داشته است و این امر زاییده اوضاع و احوال جامعه آن روز و موقعیت شخصى آن حضرت بوده است . پیش از اسلام تعدد زوجات به نحو گسترده و نامحدودى در میان اقوام مختلف رواج داشته است . بعدها اسلام تا چهار زن را اجازه داد، آن هم به شرط برقرارى عدالت بین آنان .
مى دانیم كه پیامبر (ص ) تا 25 سالگى زن نگرفت و در 25 سالگى با خدیجه كه 15 سال از پیامبر (ص ) بزرگتر بود، ازدواج كرد و در حدود 25 سال تنها با خدیجه بود. پس از فوت خدیجه (ع ) با زن بیوه دیگرى به نام سوده ازدواج كرد. سپس با عایشه ازدواج فرمود. زنان دیگرى كه پیغمبر گرفت ، بغیر از سوده ، همه بعد از عایشه بودند و همه اینها بیوه زن و بزرگسال بودند. پیامبر حق و عدالت و نوبت را درباره آنها كاملا رعایت مى فرمود و با همه به مهربانى رفتار مى كرد.
زنانى كه پیغمبر اكرم (ص ) مى گرفت یا از بیوه زنانى بودند بى سرپرست كه شوهرشان در جنگ شهید شده بودند، یا از اسیران جنگى بودند كه در خانه پیغمبر با نهایت احترام زندگى مى كردند. ازدواج هاى پیغمبر عموما و بخصوص در ده سال آخر عمر جنبه اجتماعى و تحبیب قلوب داشته است و خویشاوندى با قبیله ها براى پیوند داشتن با كسانى كه مسلمان شدن آنها موجب تقویت اسلام و مسلمین بوده است . بر خلاف آنچه برخى از دشمنان اسلام یا مستشرقین خارجى (44) گفته اند؛ بهیچوجه نظر پیامبر (ص ) مسائل جنسى و لذت جویى نبوده است - بخصوص كه پیامبر اكرم (ص ) بنا بر آنچه در قرآن آمده است (45) ، یك ثلث و گاهى دو ثلت از شب را به عبادت و تلاوت قرآن مى گذراند - و روزها نیز در مسائل اجتماعى و جنگها اشتغالات فراوان داشته است ، و این ازدواجها در سن جوانى نبوده است .
رفتار و خلق و خوى پیامبر (ص ) 
خداوند در حق رسول مكرمش محمّد بن عبداللّه (ص ) مى گوید: (( (انك لعلى خلق عظیم)) براستى كه بر خلق عظیمى هستى ) (سوره قلم آیه 4) بنده ناتوانى چه مىتواند در حق پیامبرى كه سراپا فضیلت و رحمت و منبع خیر و نیكى و بزرگوارى استبگوید؟
آنچه مى گویم قطره اى است از دریا.
خوى پیامبر و رفتار آن بزرگوار و كردار آن حضرت سرمشق مسلمین و بلكه نمونه عالى همه انسانها و در حقیقت تجسم اسلام . پیغمبر (ص ) به همه مسلمانان با چشم برادرى و با نهایت مهر و محبت رفتار مى كرد. آن چنان ساده و بى پیرایه لباس مى پوشید و بر روى زمین مى نشست و در حلقه یاران قرار مى گرفت كه اگر ناشناسى وارد مى شد، نمى دانست پیغمبر كدام است . در عین سادگى به نظافت لباس و بدن خیلى اهمیت مى داد وضوى پیامبر همیشه با مسواك كردن دندان ها همراه بود. از استعمال عطر دریغ نمى فرمود. همیشه با پیر و جوان مؤ دب بود. همیشه در سلام كردن پیشدستى مى كرد. تبسم نمكینى همیشه بر لبانش بود ولى از بلند خندیدن پرهیز داشت . به عیادت بیماران و تشییع جنازه مسلمانان زیاد مى رفت .
مهمان نواز بود. یتیمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار مى داد. دست مهر بر سر یتیمان مى كشید. از خوابیدن روى بستر نرم پرهیز داشت و مى فرمود: (من در دنیا همچون سوارى هستم كه ساعتى زیر سایه درختى استراحت كند و سپس كوچ كند). با همه مهر و نرمى كه با زیردستان داشت در برابر دشمنان و منافقان بسیار شدت عمل نشان داد. در جنگها هرگز هراسى به دل راه نداد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزدیكتر بود. از دشمنان سرسخت مانند كفار قریش در فتح مكه عفو فرمود و آنها همه مجذوب اخلاق پیامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روى آوردند. از زر و زیور دنیا دورى مى كرد. اموال عمومى را، هر چه زودتر بین مردم تقسیم مى كرد و با آنكه فرمانروا و پیامبر خدا بود هرگز سهمى بیش از دیگران براى خود بر نمى داشت . براستى آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق براى همگان بود.
از سخنان حضرت محمّد (ص ) 
اینك چند سخن از كلام و كلمات آن سرور عالم :
1 - بهترین چیزى كه به مردم داده شد؛ زبانى است شكرگزار، تنى است صابر و شكیبا و دلى است ذكر كننده و به یاد خدا.
2 - حقا كه شما هرگز نمى توانید به مردمان به مال خود برسید و آنها را راضى كنید، پس سعى كنید به اخلاق خوش خود به آنها برسید و از آنها دلجویى نمایید.
3 - بدترین مردم آن كس است كه عذرى را نپذیرد و لغزشى را نبخشاید.
4 - نهنده دانش در نااهلش مانند آویزنده گوهر و مروارید است بر گردن خوكان .
5 - بالاترین و بهترین دو چیزى كه در یك نفر فراهم مى آید حلم است و علم .
6 - امید مایه رحمت امت من است ، اگر نور امید در دلها نبود هیچ مادرى فرزند خود را شیر نمى داد و هیچ باغبانى نهالى نمى كاشت .
7 - كسى كه به بازار مى رود و تحفه اى براى خانواده خود مى خرد همچون كسى است كه مى خواهد به نیازمندانى كمك كند و هنگامى كه مى خواهد تحفه را تقسیم كند نخست باید به دخترش و سپس آن را به پسرش بدهد.
8 - آیا شما را با خبر نسازم به كارى كه اگر انجام دهید شیطان به اندازه فاصله مغرب از مشرق از شما دور مى شود؟ گفتند چرا. فرمود: روزه ، شیطان را روسیاه مى كند و صدقه كمر او را مى شكند و دوستى فقط به خاطر خدا و مداومت بر عمل صالح ، ریشه او را قطع مى كند. استغفار و توبه رگ گردن شیطان را قطع مى سازد، براى هر چیزى زكات است و زكات جسم روزه است .

کتاب چهارده اختر تابناک ولایت


نوع مطلب :
برچسب ها : میلاد پیامبر، حضرت محمد، ویژه نامه، اهل بیت، احادیث،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 20 اسفند 1392 09:47 ق.ظ
با سلام
به استحضار میرساند سبکهای ایام فاطمیه سروده کربلایی رضارسولی در وبلاگ بارگزاری گردید
التماس دعا
چهارشنبه 9 بهمن 1392 11:07 ب.ظ
بیانیه وبلاگ اصلاحات انسانی

در پی اصلاح روند غلطی که مدت های مدیدی

است خواننده آقای شاهین نجفی پیش گرفته اند

، از همه ی مومنان آگاه می خواهیم بدون

توهین و ناسزا ، با ادب و متانت در نشر

سیره و گفتار آن امام رئوف و پاک قدم برداریم

و برچسب های زیر و تصاویر نورانی را در مطلب

خود قرار دهید:

imam naghi+ امام نقی+ نقی+ naghi+ emam naghi







فرموده هایی به نقل از آن امام :

فرمود: دنیا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن [براى آخرت] سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.

فرمود: علماء و دانشمندانى كه به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و از آن ها رفع مشكل نمایند، روز قیامت در حالى محشور مى شوند كه تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آن ها مى درخشد.

فرمود: هركس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و كارشكنى دیگران باكى نخواهد داشت.

فرمود: شب زنده دارى ، خواب بعد از آن را لذیذ مى گرداند؛ و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزاید.

فرمود: هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.

فرمود: فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

فرمود: نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند.

فرمود: خداوند دنیا را منزل حوادث ناگوار و آفات, و آخرت را خانه ابدی قرار داده است و بلای دنیا را وسیله به دست آوردن ثواب آخرت قرار داده است و پاداش اُخروی نتیجه بلاها و حوادث ناگوار دنیاست.

فرمود: کسی که از خدا حاجتی را می خواهد؛ قبر جدم حضرت رضا(علیه السلام) را در طوس با غسل، زیارت کند و دو رکعت نماز بالای سرش بخواند و در قنوت نماز، حاجت خویش را طلب نماید در این صورت حوائج وی مستجاب می شود، مگر آن که طلب انجام گناه و یا قطع رحم را کند.

فرمود: حسد، کارهای خوب را از بین می برد و دروغ، دشمنی می آورد.

فرمود: مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند

فرمود: کسی که ارزش و شخصیت خود را پست شمارد، از شرّ او آسوده مباش

فرمود: کسی که در معاشرت با برادران دینی خود، تواضع کند، به راستی چنین کسی نزد خدا از صدّیقین و از شیعیان علی بن ابی طالب(علیه السلام) خواهد بود.

پنجشنبه 3 بهمن 1392 02:07 ب.ظ
سلام . وبلاگ اصلاحات انسانی خوشحال می شود با شما هم لینک شود.
این وبلاگ با همه ی ظرفیت ها در جهت افزایش دانایی قدم در راه گذاشته است . اگر مایل بودید می توانیم هم پیوند ( لینک) شویم
http://eslahat-ensani.blogfa.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....