ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001

اطلاعیه مراسم جشن ولادت کریم اهلبیت ، امام حسن (ع) - 1393

اطلاعیه مراسم جشن ولادت کریم اهلبیت ، امام حسن (ع) - 1393


سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات



منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند


نوع مطلب : اهلبیت (ع)، مراسمات، ماههای قمری، 
برچسب ها : جشن ولادت امام حسن، کریم اهلبیت، امام حسن، کربلایی ابوالفضل هوشیاری، 15رمضان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 5 آبان 1392
پیکر قاسم

در پیش چشمم

مانند تسبح

پاشیده از هم...

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/9/1/121517_829.jpg

ای که جسمم را به بر با چشم تر داری عمو

با یتیمان التفاتی بیشتر داری عمو

بوسه ای بر من بده با طعم احلی من عسل

ای که حتی تشنه لب شهد شکر داری عمو

من که هستم نیمی از سهم حسن در کربلا

سفره داری مرا مد نظر داری عمو

قد کشیدم تا که همقد علی اکبر شوم

غم مخور بعد از علی اکبر پسر داری عمو

با تماشای تن صد پاره ام در پیش رو

صحنه ی طشت پر از پاره جگر داری عمو

دشت را بوی کریمی حسن پر کرده است

زیر سم اسب ها از من اثر داری عمو

گو به نجمه مادرم از کربلا تا شهر شام

در کنار محملت قرص قمر داری عمو

ویژه نامه در ادامه مطلب



نوع مطلب : امام رضا(ع)، اهلبیت (ع)، ماههای قمری، شهدا، 
برچسب ها : قاسم بن الحسن، امام حسن، امام حسین، امام زمان، ابوالفضل هوشیاری، شهدا کربلا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

صبح یک روز گرم تابستانی، زیر سایه چادری در هفت تپه، مآمن «لشکر خط شکن 25 کربلا» لابه‌لای تپه ماهورها، تک و تنها نشسته بودم، «نورالله ملاح» را دیدم که با لبخندی از جنس سرور، به طرفم می‌آمد، سرش را از ته تراشیده بود. 

کنارم نشست.گفتم: پسر قشنگ شدی‌ها! عجبا چرا این روزها، بعضی از بچه‌ها موهاشون رو از ته می‌تراشند! نکنه خبرایی هست ما بی‌خبریم، عین حاجی واقعی‌ها شدی‌ها!... تقصیر که میگن همینه دیگه، نه؟ شهید ملاح دستش را روی شانه‌هایم کرد و با لبخندی غریبانه گفت: سید، بذار برات از خواب دیشب بگم. تو هم از اصحاب خواب دیشب من هستی...گفتم: من! این یعنی چی؟ خواب! حالا چه خوابی دیدی؟ پسر نکنه جرعة شهادت را تو خواب نوشیدی!گفت: برو بالاتر سید، اصلا یادت هست من همیشه بهت می‌گم که به شکل غریبانه‌ای شهید می‌شم،ولی دیشب به ظهور رسیدم. بشارتش را گرفتم. خندیم و گفتم: آره، تو از همین حالا سوت شهادتت رو بزن!گفت: خواب دیدم همین اطرافم، بعد یکی به‌ اسم صدام زد، نگاهی به دوربرم انداختم، صدا از تو چادر حسینة گردان می‌آمد، اما صدا یک جورایی غریبانه و خاص بود، حیرت کردم!مثل اون صدا تابه‌حال هیچ کجا نشنیده بودم. آرام و بی‌تاب و بی‌قرار، گوشة چادر را کنار زدم، پر شدم از عطر ناب، در دم فرو ریختم. ناگهان اندیشه‌ای مثل یک وحی ریخت توی دلم. مقابل تکه‌ای از نور زانو زدم. مثل وقتی که مقابل ضریح آقا علی‌بن موسی‌الرضا(ع) می‌خواستم سلام بدهم، با اشک و بغض و بی‌قراری گفتم: السلام علیک یا فاطمه زهراء...حال غریبی پیدا کردم، من و حضرت زهرا(س)... حضرت فاطمه زهرا(س)، آقاامام حسن(ع) و امام حسین(ع)  ......



نوع مطلب : امام رضا(ع)، اهلبیت (ع)، شهدا، 
برچسب ها : حضرت زهرا، امام حسن، امام حسین، شهدا، امام رضا، ابوالفضل هوشیاری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
عبدالله(ع)در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین(ع) در ظهرعاشورا به شهادت رسید.


http://shiaupload.ir/images/15951936683577554433.jpg

این كیست كه طوفان شده میل خطر كرده؟

در كوچكی خود را علمدار دگر كرده

این كه برای مادرش مردی شده حالا

خسته شده از بس میان خیمه سر كرده

این كیست كه در پیش روی لشگر كوفه

با چه غرور محكمی سینه سپر كرده

آن قدر روی پنجه ی پایش فشار آورد

تا یك كمی قدّ خودش را بیشتر كرده

با دیدنش اهل حرم یاد حسن كردند

از بس شبیه مجتبی عمامه سر كرده

اما تمامی حواسش سمت گودال است

آن جا كه حتی عمه را هم خون جگر كرده

آن جا كه دستی بر سر و روی عمو می زد

با چكمه نامردی به پهلوی عمو می زد

از ادامه مطلب استفاده بفرمایید



نوع مطلب : اهلبیت (ع)، اشعار، مراسمات، ماههای قمری، شهدا، 
برچسب ها : حضرت عبدالله بن الحسن، امام حسن، شب پنجم محرم، امام حسین، امام زمان، ابوالفضل هوشیاری، محرم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات