ذاکر اهلبیت ابوالفضل هوشیاری
کربلایی ابوالفضل هوشیاری(منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند )
درباره وبلاگ


کربلایی ابوالفضل هوشیاری

مدیر وبلاگ : 1001

صبح یک روز گرم تابستانی، زیر سایه چادری در هفت تپه، مآمن «لشکر خط شکن 25 کربلا» لابه‌لای تپه ماهورها، تک و تنها نشسته بودم، «نورالله ملاح» را دیدم که با لبخندی از جنس سرور، به طرفم می‌آمد، سرش را از ته تراشیده بود. 

کنارم نشست.گفتم: پسر قشنگ شدی‌ها! عجبا چرا این روزها، بعضی از بچه‌ها موهاشون رو از ته می‌تراشند! نکنه خبرایی هست ما بی‌خبریم، عین حاجی واقعی‌ها شدی‌ها!... تقصیر که میگن همینه دیگه، نه؟ شهید ملاح دستش را روی شانه‌هایم کرد و با لبخندی غریبانه گفت: سید، بذار برات از خواب دیشب بگم. تو هم از اصحاب خواب دیشب من هستی...گفتم: من! این یعنی چی؟ خواب! حالا چه خوابی دیدی؟ پسر نکنه جرعة شهادت را تو خواب نوشیدی!گفت: برو بالاتر سید، اصلا یادت هست من همیشه بهت می‌گم که به شکل غریبانه‌ای شهید می‌شم،ولی دیشب به ظهور رسیدم. بشارتش را گرفتم. خندیم و گفتم: آره، تو از همین حالا سوت شهادتت رو بزن!گفت: خواب دیدم همین اطرافم، بعد یکی به‌ اسم صدام زد، نگاهی به دوربرم انداختم، صدا از تو چادر حسینة گردان می‌آمد، اما صدا یک جورایی غریبانه و خاص بود، حیرت کردم!مثل اون صدا تابه‌حال هیچ کجا نشنیده بودم. آرام و بی‌تاب و بی‌قرار، گوشة چادر را کنار زدم، پر شدم از عطر ناب، در دم فرو ریختم. ناگهان اندیشه‌ای مثل یک وحی ریخت توی دلم. مقابل تکه‌ای از نور زانو زدم. مثل وقتی که مقابل ضریح آقا علی‌بن موسی‌الرضا(ع) می‌خواستم سلام بدهم، با اشک و بغض و بی‌قراری گفتم: السلام علیک یا فاطمه زهراء...حال غریبی پیدا کردم، من و حضرت زهرا(س)... حضرت فاطمه زهرا(س)، آقاامام حسن(ع) و امام حسین(ع)  ......



نوع مطلب : امام رضا(ع)، اهلبیت (ع)، شهدا، 
برچسب ها : حضرت زهرا، امام حسن، امام حسین، شهدا، امام رضا، ابوالفضل هوشیاری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
  کلامی از شهیده فاطمه جعفریان 

      
زمان شاه بود . داشتیم در خیابون قدم می زدیم . خانم بی حجاب داشت جلومان راه می رفت . فاطمه رفت جلو و بدون هیچ مقدمه ای ازش پرسید : « ببخشید خانم ، اسم شما چیه ؟ » خانم با تعجب جواب داد : «زهرا،چطور مگه چیه ؟»
فاطمه خندید و گفت: « هم اسمیم »،

بعد گفت : «می دونی چرا روی ماشینا، چادر می کشند ؟»خانم که هاج و واج مانده بود گفت:«لابد چون صاحبشون می خوان سرما و گرما و گرد و غبار و اینجور چیزا به ماشینشون آسیب نزنه ».فاطمه گفت:«آفرین! من و تو هم بنده های خدا هستیم و خدا بخاطر علاقه اش به ما، پوششی بهمون داده تا با اون از نگاه های نکبت بار بعضیا، حفظ شویم و آسیبی نبینیم . خصوصا هم نام حضرت فاطمه سلام الله علیها هم هستیم … بعدها که اون خانم رو دیدم محجبه شده بود .»


برگرفته از کفش های به جا مانده در ساحل ، ص۱۷

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند



نوع مطلب : شهدا، اهلبیت (ع)، 
برچسب ها : شهیده فاطمه جعفریان، شهدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 شهریور 1392

چشم چشم دوتا چشم،خمار و نافذونست
مو مو یه خرمن قشنگ و مشکی یکدست
خط خط دو ابرو مشکیه و کمونی
خال خال رو گونه، گونه ای استخونی
لب لب دوتا لب همینجوری میخنده
قربون برم ماشالله بابام چقدر قشنگه
دندوناش هم عینهو مرواریده
بابا به این خوشگلی هیچ جا کسی ندیده
دست دست دوتا دست چه مشکلا که حل کرد
میگن که وقت رفتن مادرمو بغل کرد
ب ا ب ا منم بغل کرد دست بابام چه گرمه
حسن حسن محاسن ریشه بابام چه نرمه
پا پا دوتا پا راهی جبهه بیتاب
مامان با گریه میریخت پشت سر بابام آب
چشم چشم دوتا چشم شب تا سحر بیداره
مو مو یه خرمن پر از گرد و غباره
خط خط دو ابرو خاکیه و کمونی
چشم، خال دو گونه بارونیه بارونی
لب لب دوتا لب خشک و ترک خورده بود
آبروی آب رو کام بابام برده بود
پا پا دوتا پا خسته ولی پر توان میبره حمله بابا سوی عدوی امان
دست دست دوتا دست گره کرده و مشته با اون دستای گرمش چه دشمنا که کشته
نگا کنین عکسشو چقدر قشنگ و زیباست
خونه عجب معطر به عطرو بوی بابـــــاست

ابولفضل سپهر


20121005112919_وداع تکان دهنده شهید کازرونی با فرزندانش!.jpg

سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات 

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند



نوع مطلب : اشعار، شهدا، 
برچسب ها : شهدا، شعر شهدا، سهراب سپهری، امام زمان(عج)، امام رضا (ع)، ابوالفضل هوشیاری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 5 شهریور 1392

خاطره ای از خادمین شهدا در گروه تفحص:

 

سال 72 در محور فکه اقامت چند ماهه ای داشتیم

ارتفاعات 112 مأوای نیروهای یگان ما بود

بچه ها تمام روز مشغول زیر و رو کردن خاکهای منطقه بودند

شبها که به مقرمان بر می گشتیم، از فرط خستگی و ناراحتی، با هم حرف نمی زدیم

مدتی بود که پیکر هیچ شهیدی را پیدا نکرده بودیم

روزی یکی از دوستان ،برای عقده گشایی نوار مرثیه حضرت زهرا(س) را توی خط گذاشت، و ناخودآگاه اشک ها سرازیر شد

آن روز ابر سیاهی آسمان منطقه را پوشانده بود و اصلاً فکه آن روز خیلی غمناک بود

قطرات اشک در چشم بچه ها جمع شده بود

هر کس زیر لب زمزمه ای با حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشت

در همین حین، درست روبروی پاسگاه بیست وهفت، یک " بند انگشت " نظرم را جلب کرد

با سرنیزه مشغول کندن زمین شدم و سپس با بیل

وقتی خاک ها را کنار زدم یک تکه پیراهن از زیر خاک نمایان شد

مطمئن شدم که باید شهیدی در اینجا مدفون باشد

خاکها را بیشتر کنار زدم، پیکر شهید کاملاً نمایان شد

خاک ها که کاملاً برداشته شد متوجه شدم شهید دیگری نیز در کنار او افتاده به طوری که صورت هر دویشان به طرف همدیگر بود

بچه ها آمدند و طبق معمول، با احتیاط خاک ها را برای پیدا کردن پلاک ها جستجو کردند

با پیدا شدن پلاک های آن دو ذوق و شوقمان دو چندان شد

در همین حال بچه ها متوجه قمقمه هایی شدند که در کنار دو پیکر قرار داشت

هنوز داخل یکی از قمقمه ها مقداری آب وجود داشت

همه ی بچه ها محض تبرک از آب قمقمه شهید سر کشیدند و با فرستادن صلوات پیکرهای مطهر را از زمین بلند کردند

وقتی پیکر شهدا از خاک بیرون آمد چشمهایمان خیره شد به نوشته ی پشت لباس آن دو شهید !!

در کمال تعجب مشاهده کردیم که پشت پیراهن هر دو شهید نوشته شده بود:


" می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم "

 


سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند



نوع مطلب : اهلبیت (ع)، شهدا، احادیث، 
برچسب ها : شهدا، امام زمان(عج)، حضرت زهرا(س)، خاطرات شهدا، ابوالفضل هوشیاری، فکه، تفحص،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 21 مرداد 1392

گلچین شور (شمارۀ 2 )

با نوای گرم کربلایی ابوالفضل هوشیاری

با ذکر صلوات در ادامه مطلب آمادۀ دانلود میباشد

التماس دعای مخصوص



نوع مطلب : اهلبیت (ع)، نوا و نما، مراسمات، شهدا، 
برچسب ها : شور، مداحی، شهدا، ابوالفضل هوشیاری، کربلا، امام حسین(ع)، امام زمان(عج)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<<<< از ما حمایت کنید >>>>

کلیک کن....

 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات